yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم… شاید از این تنهایی خلاص شدم…
yedokhtare 웃
کاش نـــارو هم مثل لایک زدنــــی بود… میـــزدم میزدی …. نمیــــزدم نمیزدی …
yedokhtare 웃
کار از پــُـک و نخ و بسته و باکس گذشته... این روزها کیلومتری دود میکنم خاطراتت را..
yedokhtare 웃
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست... اما هنوز...شریک بیخوابی من,خیال توست...
yedokhtare 웃
" خداحافظی ات " عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن ... مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!