yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
تراشکـــــــار ماهـــــــری شده ام بس کـــــــه تـــــــو نیـــــــامدی و من بـــــــرای دلــــــــم بهانـــــــه تراشیدم !!!
yedokhtare 웃
برگ پاییزی راهی ندارد جز سقوط وقتی میداند درخت عشق برگ تازه ای را در سر دارد
yedokhtare 웃
تـــو به رَفتـــَنــَت ادآمه بــده ..!!!!! ایــن اشــکهـآ ، رَبــطی بــه تـُـو نَــدارَد ... . . .
yedokhtare 웃
کاش می شد خاطرات را فراموش کرد ..... خواب.... سیگار .... مارتینی ... قرص ..... هم آغوشی ..... نه ..... نمی شود ...... هیچکدام اولین بوسه ی تو را از یادم محو نمیکند ..... بیچاره خاطرات در به درم
yedokhtare 웃
آهای نیمکت ها بیهوده نشسته اید. آنکه باید می آمد؛ رفت!
yedokhtare 웃
همه چی تموم شد ........... شد »»» خاطره ... درد ... بغض
yedokhtare 웃
سالها بعد چنین میگویند: عشق سرگرمی ایام فراغت بوده است........
yedokhtare 웃
چقد سخته[] وقتی توی هق هق گریه هات نفس کم بیاری و عشقت به کسی دیگه ای بگه نفس.....