yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
شهر پر است از خاطره های با تو بودن باران که مے بارد همه چیز تازه مے شود و من به زخم کهنهء نیمکتے فکر مےکنم که بر تنش حک شده بود: "آمدم... نبودی"
yedokhtare 웃
شب ها بدون نام تو می آیند و نبودنت دیگر جای خالی ات را پرنمی کند کاش چراغ ماه را خاموش می کردی، شب را نمی دیدم.
yedokhtare 웃
بدون زن مردانگی ِ مرد شایعه ای بیش نیست ...!
yedokhtare 웃
دستــــــهایم بــالیـــن کـــودکِ فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد ... بـــی حــُـرمَتـــش نمـی کنم و بهـ هــر کس نمـی سپارمــ ــش
yedokhtare 웃
آب در ' هـــاون ' کــوبیــدن است اینکـــه مـَـن ' شعــر ' بِنــویسـَـم و تـــو ' فـــال قَهـــوه ' بگیـــری وقتــی آخـَــرِ همــه ی شعــرهــای مَـن ' تــــو ' مـی آیــی و تــــهِ همــه ی فنجـــان هـــای تـــو مـَـن میـــــروَم...
yedokhtare 웃
حالا كه رفتهــ ای، ساعتهــــا به این می اندیشم كه چرا زنــــده ام هنـــوز؟ مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟ خدا یادش رفته استــــــ مرا بكشــــد، یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!
yedokhtare 웃
تــو تـنـهـایـیـت را شـعـر مـیـکـنـی... او / دود / .... دیـگـری / سـکـوت / ... مـَـن رو بـرمـیـگـردانـم و بـا گـوشـه روسـری ام اشـکـهـایـم را پــاک مـیـکـنـم
yedokhtare 웃
دلم می گیرد !.. وقتی .. می نویسم فقط برای تو .. ولی .. همه می خوانند الا تو …!!!
yedokhtare 웃
زیباست یادت…
ببین اگر خودت بودی، چه غوغایی میکردی!
yedokhtare 웃
بی آنکه بخواهم تمام شدی همانطور که بی آنکه بخواهم، تمام من شده بودی. . .
yedokhtare 웃
داشتم فکر میکردم اگر مرا تنها بگذاری...... که یادم آمد تنها هستم( علیرضا روشن ))))))))))
yedokhtare 웃
يک روز - که شاید دور باشد- یک روز - که شاید نزدیک- باور میکنم که دنیا هیچوقت شبیه عاشقانههای من نیست ......
yedokhtare 웃
مرا دلی است که صبوری از او نمی آید...
yedokhtare 웃
ای کــاش يا بـــــــــــودی ... يـــــا اصـــلا نبــــــــــــودی ... !!! ايـــــن کـــــــــه هســـتی و کنــــارم نيســــتی ... ديـــــــــــــــــــــــوانه ام ميکنــــــــــد....