yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
این اشکهارو کی میخواد گردن بگیره ؟؟؟
yedokhtare 웃
درد من تنها و تنها برای من است تو نه آنرا میبینی نه می توانی حس کنی و نه رنج حاصل از آنرا تحمل می کنی ...
yedokhtare 웃
پیشانی اَم را بِبینـــ چیزیـــ نمیبینی ؟!!! مثلاً ... خَطی ... زخمی... بَداقبالی... چیزی که بتوان تَمامـــ این دردها را به آن نِسبَت داد...!!!
yedokhtare 웃
خواستن همیشه توانستن نیست … گاهی فقط داغ بزرگی است که تا ابد بر دلت می ماند …
yedokhtare 웃
آنچه نا دیدنی بود ، از مردم دنیا دیده ام ، اکنون باورم شده آرامش نا بینا از چیست..!
yedokhtare 웃
خدایااااااا........ هرچی رو که بهش وابسته بودم ازم گرفتی .... فقط خواستم بگم .... یادت رفت نفسمو بگیری...
yedokhtare 웃
خدایا.... تنها مگذار دلی را که هیچکس دردش را نمی داند
yedokhtare 웃
خدایا.... اسمانت چه مزه ای است ؟؟؟ من که فقط زمین خورده ام