yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . . .
yedokhtare 웃
بـهـــ خلوتــــ یهــــ نفـــره ام طعنــهـــ نزنــــ !!! اینجــــا مدتهاستــــ کهـــ یکــــ + یکــــ میشـــود یکــــ.... دراز میکشم خیره میشوم به سقف اشکهایم میچکند سر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه میبوسیدی …
yedokhtare 웃
میگویند... به زنـان نباید بال و پر داد.....میپرد! اما زنان فقط پرواز های عاشقانه را دوست دارند...! بی دلیل نمیپرند...میگویند... به زن نگویید دوستت دارم....خودش را میگیرد!!! اما زنان (فقط)..دستان عشقشان را میگیرند و میگویند دوستشان دارند! میگویند... نباید به زنــان توجــه زیاد کرد.. خودشان را گم میکنند. اما زنان وقتی گم میشوند.... که عشقشان.....بی توجهی کند.
yedokhtare 웃
بدی های من به خاطر بدی کردن نیست.... به خاطر احساس شدیدخوبی های بی حاصل است
yedokhtare 웃
مَن میون اون همـ_ــه نگــ__ــــ_ـاه ... به چـِشمـِ تو نمیومَدَم
yedokhtare 웃
گاهی میان بی رحمی هایت محبت کنی بد نیست . . . نگذار روزی که جدا شدیم خجالت زده ی خاطره هایم باشی . . .
yedokhtare 웃
هی فلانی.. من زاده ی تنهاییم ، خدا تو را برای "او " نگه دارد ....
yedokhtare 웃
درست یک روز است که همدیگر را ترک کرده ایم... ولی بی تو لحظه ها آنقدر دیر میگذرند که میخواهم فردا سالگرد جداییمان را جشن بگیرم...