yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
شمـــا که غریبه نیستین....آره...آره...آره تاریخ مصرف داشتـــــــــــــــــــــ ــــــم!!!
yedokhtare 웃
مثل وقتی که عاشقت شدم باران می بارد، فکر کنم دوباره یکی عاشقت شده...
yedokhtare 웃
از صبوری خسته ام... از فریادهایی كه در گلویم خفه ماند... از اشك هایی كه قاه قاه خنده شد... و از حرف هایی كه زنده به گور گشت در گورستانِ دلم!! آسان نیست در پسِ خنده های مصنوعی گریه های دلت را ، در بی پناهی ات در پشتِ هزاران دروغ پنهان کنی. این روزها "معنی" را از زندگی حذف کرده ام ... برایم فرقی نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم ...!!
yedokhtare 웃
خداوندا تو مسئولی خداوندا ............ تو تنهایی و من تنها ، تو یکتایی و بی همتا ، و لیکن من نه یکتایم ، نه بی همتا فقط تنهای تنهایم…
yedokhtare 웃
اگه این زندگی باشه، اگه این سهمم از دنیاس، من ازمردن هراسم نیست....... یه حسی دارم این روزا، که گاهی باخودم میگم، شاید مردم حواسم نیست
yedokhtare 웃
هـیــــس… حــواس تــنــهــایـــی ام را بـــا خـــاطـــرات خـــوب بـــاتـــو بــــودن پــرت کــرده ام…بـگـو کـسـی حـرفـی نـزنـد… بــــگــــذار .... لـحـظـه ای آرام بـگـیـرم…
yedokhtare 웃
دلتنگم مثل ماه......... که بدون نیمه اش هر شب لاغرتر می شود…
yedokhtare 웃
@....اگر خودکشے گنآه نبود و مے دآنستمـ زندگے مجددے در كآر نیستـ تآ بہ حآل خود رآ زیر خآکـ کرده بودمـ حیفـ كہ از قبر مے ترسمـ .....
yedokhtare 웃
امشب وقیحانه دلم یک "تو" میخواهد ...
yedokhtare 웃
خسته ام خیلی خسته........ به من جایی بدهید میخواهم بخوابم.......... یک تخت خالی،......... یک روز فارغ از غم............ یه خواب آرام... به آرامی مرگ...
yedokhtare 웃
@........این رو بدون که عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است گوش کردن نیست درک کردن است دیدن نیست احساس کردن است جا زدن نیست صبر کردن است ترسیدن از تو نیست و پس ... دل تو سنگ هم که باشه هیچ مشکلی نیست آ خه من هنوز بت پرستم حالا خیالت راحت دیگه از تو نمی ترسم
yedokhtare 웃
غمگینم.... مانند نطفه ای در رحم.....که نمیخواست انسان شود!
yedokhtare 웃
دلم خیلی گرفته از خیلیا ...