yedokhtare 웃
من و باد و بارون .... رفیق صمیمی
yedokhtare 웃
تو این لحظه هایی که دورم ازت ، همه خاطره هامونو خط به خط دوباره تو ذهنم نگاه میکنم دارم اسمِتو هی صدا میکنم....
yedokhtare 웃
زندگیم با شتاب عجیبی روز به روز غم انگیز تر می شود
yedokhtare 웃
هی تصور میکنم که نیستم و میبینم که واقعا به هیچ جای دنیا برنمیخورد.دیگر نپرس چرا غمگینم. ...
yedokhtare 웃
صدای سقوط می آید میشنوی ؟ ؟
yedokhtare 웃
ابرهای همه عالم شب و روز در دلم میگریند ...
yedokhtare 웃
آآآآ میگی چجـوری رسـیدم بالا؟؟ گـذاشــتم هـمه قُــلامـــو زیـره پام..
yedokhtare 웃
از آن همه مهربانی ، نصیبم تنهایی شد ؛ خدایا : می شود کمی بی رحم باشم ؟
yedokhtare 웃
گاهی در زندگی,موقعیت هایی پیش میاد که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده را بپردازد…
yedokhtare 웃
هیــچ حـرارت سنجـی را امشب ، تــَوان تشخیـص دمـای ِ تب ِ بـی تابـی ام نیست ...