دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Alireza
مرد
امتیاز: 6302

دنبال‌شدگان

(1741 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(639 کاربر)

گروه‌ها

(171 گروه)

بازدید

Alireza
Alireza
در مشاعره

در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!

Alireza
Photo1595.jpg Alireza

این زیباترین عکسیه که گرفتم (کوه های خلج)

Alireza
Alireza
در مشاعره

یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم / هر چند در این عهد خریدار ندارد

Alireza
Alireza
در مشاعره

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده‌ای/ مگر ای شاهد گمراه به راه آمده‌ای

Alireza
Alireza
در مشاعره

ز دریچه‌های چشمم نظری به ماه داری/ چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری

Alireza
534370_481776631837167_7119149_n.jpg Alireza

عشق مسی رو ببین چه میکنه با آدم . با لباس پریده تو استخر عکس بگیره باهاش . قیافش میخوره ایرانی باشه . نه؟

Alireza
Alireza
در مشاعره

از منست اين غم كه بر جان منست / ديگر اين خود كرده را تدبير نيست

Alireza
b6lsbco459kx5hvq49w0.jpg Alireza

خدانگهدار ...

Alireza
Alireza

عاشق آن نیست که دیوانه ی عشق تو شود / عاشق آن است که از عشق تو دیوانه شود

Alireza
Alireza
در رفیق

یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست / عشق آن شب مست مستش کرده بود/ فارغ از جام الستش کرده بود / گفت یا رب از چه خوارم کرده ای؟ /بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ / خسته ام زین عشق ، دلخونم نکن /من که مجنونم تو مجنونم نکن / مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو لیلا ی تو ، من نیستم / گفت: ای دیوانه لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم / سال ها با جور لیلا ساختی /من کنارت بودم و نشناختی / عشق لیلا در دلت انداختم /صد قمار عشق ، یکجا باختم / کردمت آواره ی صحرا نشد / گفتم عاقل می شوی اما نشد / سوختم در حسرت یک یا ربت / غیر لیلا بر نیامد از لبت / روز و شب او را صدا کردی ولی / دیدم امشب با منی گفتم بلی / مطمئن بودم به من سر می زنی / بر حریم خانه ام در می زنی / حال این لیلا که خوارت کرده بود /درس عشقش بی قرارت کرده بود / مرد راهش باش تا شاهت کنم / صد چو لیلا کشته در راهت کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
Alireza
Alireza
در مشاعره

در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز / چه توان كرد كه سعي من و دل باطل بود

Alireza
Alireza
در مشاعره

شبي مجنون به ليلي گفت کاي محبوب بي همتا / تو را عاشق شود پيدا ولي مجنون نخواهد شد

Alireza
Alireza
در مشاعره

زلف او دام است و خالش دانه ي آن دام و من / بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست

Alireza
Alireza
در مشاعره

از عشق من به هر سو در شهر، گفتگوييست/ من عاشق تو هستم، اين گفتگو ندارد

Alireza
Alireza

آدميزاد اگر بي ادب است آدم نيست / فرق در بين بني آدم و حيوان ادب است

Alireza
Alireza
در مشاعره

دايم دل خود ز معصيت شاد كني / چون غم رسدت خداي را ياد كني