Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
این زیباترین عکسیه که گرفتم (کوه های خلج)
Alireza
یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم / هر چند در این عهد خریدار ندارد
Alireza
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمدهای/ مگر ای شاهد گمراه به راه آمدهای
Alireza
ز دریچههای چشمم نظری به ماه داری/ چه بلند بختی ای دل که به دوست راه داری
Alireza
عشق مسی رو ببین چه میکنه با آدم . با لباس پریده تو استخر عکس بگیره باهاش . قیافش میخوره ایرانی باشه . نه؟
Alireza
از منست اين غم كه بر جان منست / ديگر اين خود كرده را تدبير نيست
Alireza
عاشق آن نیست که دیوانه ی عشق تو شود / عاشق آن است که از عشق تو دیوانه شود
Alireza
در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز / چه توان كرد كه سعي من و دل باطل بود
Alireza
شبي مجنون به ليلي گفت کاي محبوب بي همتا / تو را عاشق شود پيدا ولي مجنون نخواهد شد
Alireza
زلف او دام است و خالش دانه ي آن دام و من / بر اميد دانه اي افتاده ام در دام دوست
Alireza
از عشق من به هر سو در شهر، گفتگوييست/ من عاشق تو هستم، اين گفتگو ندارد
Alireza
آدميزاد اگر بي ادب است آدم نيست / فرق در بين بني آدم و حيوان ادب است
Alireza
دايم دل خود ز معصيت شاد كني / چون غم رسدت خداي را ياد كني