Alireza
در انـــــدرون مــــن خـــسـتـــه دل نــــدانـــم کــیــســـت/ کـــه مــــن خــمــوشــم و او در فــــغـــان و در غــوغــاســت!
Alireza
می برم منزل به منزل چوب دار خویش را / تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را
Alireza
مرگ یا خواب ؟ چقدر این دو برادر دورند / مژده وصل برادر به برادر برسان
Alireza
مه من زجور چشمت هوس فرار دارم /چه کنم ز درد عشقت به قفس قرار دارم
Alireza
کمال همنشین در من اثر کرد / وگرنه من همان خاکم که هستم
Alireza
شد چو مهمان من آن شمع شب افروز امشب / کاش تا صبح قيامت نشود روز امشب
Alireza
بعضی وقتا اونقد پشت یه در بسته منتظر میمونیم که از تمام درای باز دیگه جا میمونیم!
Alireza
تاحالا توجه کردین :کسایی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست...
Alireza
من مسلمانم , قبله ام یک گل سرخ , جانمازم چشمه , مُهرم نور , دشت سجاده ی من , من وضو با تپش پنجره ها می گیرم , درنمازم جریان دارد ماه , جریان دارد طیف , سنگ از پشت نمازم پیداست . . .
Alireza
نمی دانم چه تأثیرست در عشق/کــ بیمارش بــ صحبت نیست مایل
Alireza
من دست شسته ام از غرورم برای تو / افتاده ام چو قطره شبنم به پای تو
Alireza
یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم /ویران شود این شهر که میخانه ندارد
Alireza
تا سر زلف پریشان تو در جمع آمد / هیچ مجموع ندانم که پریشان تو نیست