2yousef
دوغ قبول ! شیرکاکائو قبول ! آبمیوه پاکتى قبول ! اصلا نوشابه هم قبول ! آب معدنى رو دیگه برا چى تکون میدى ؟ همش همونه !!!
2yousef
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام / چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم ؟ / یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است / میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟
2yousef
عطر شعرهايت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . . .
2yousef
زندگی شهد گلی است میمکدش........ زنبور زمان آنچه باقی است......... عسل خاطره هاست
2yousef
بهار پارسال یادت هست؟ بی غروب وُ - همیشه درطلوع؟
2yousef
ماه که می رود آفتاب شود باد میآید کاغذهایم را ... تو را با خود می برد.
2yousef
می خواهم درها و پنجــره ها را چفت کنم و تــو را برای همیشــه بنویسم
2yousef
تو خود مرا زود به آخر رسانديم
2yousef
پنجره رابازکن دست هام رابگیر - بیا باید تا بهار بدویم
2yousef
در خلوت كوچه هایم باد می آید اینجا من هستم ؛ دلم تنگ نیست.... تنها منتظر بارانم تا قطره هایش بهانه ایی باشند برای نم ناك بودن لحظه هایم و اثباتی بر بی گناهی چشمانم!
2yousef
خدا هم چاپلوسان را دوست دارد
2yousef
ايينه گفت : تو محكوم به ماتمي .
2yousef
عشق محکومی است که محاکمه نمی شود....دیوانه ایست که معالجه نمی شود....بیگانه ایست که شناخته نمی شود....سکوتی است که شکسته نمی شود....وفریادی ایست که ارام نمی شود