2yousef
توسط موبایل
مي نويسم تنها به ياد او و براي او
2yousef
تلخ ترين خاطره فرهاد شيرين است.
هذيان با آيينه
گفتم نبودنت را صبوري مي كنم . . . كاش ميدانستي دلم دروغ گوي خوبي نيست
آقـا اَمـیـن
عشق چیست؟ 3 ثانیه نگاه، 3 دقیقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنایی، 3 هفته وفاداری، 3 ماه بیقراری، 3 سال انتظار، 30 سال پشیمانی!
2yousef
منم که شعر و تغزل پناهگاه من است
اي ساربان آهسته ران، کآرام جانم ميرود
14 سال و 9 ماه و 22 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبلوان دل که با خود داشتم، با دلستانم مي رود
من ماندهام مهجور ازو، درمانده و رنجور ازو
گويي که نيشي دور ازو، بر استخوانم ميرود **
گفتم به نيرنگ و فسون، پنهان کنم راز درون
پنهان نميماند که خون بر آستانم ميرود **
محمل بدار اي ساربان، تندي مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گويي روانم ميرود
او ميرود دامنکشان، من زهر تنهايي چشان
ديگر مپرس از من نشان، کز دل نشانم ميرود
برگشت يار سرکشم، بگذاشت عيش سرخوشم
چون مجمري پرآتشم، کز سر دخانم ميرود **
با آن همه بيداد او وان عهد بيبنياد او
در سينه دارم ياد او يا بر زبانم ميرود **
باز آي و بر چشمم نشين، اي دلستان نازنين
کآشوب و فرياد از زمين بر آسمانم ميرود **
شب تا سحر مينغنوم، اندرز کس مينشنوم
وين ره نه قاصد ميروم، کز کف عنانم ميرود **
گفتم بگيرم تا ابل چون خر فرو ماند به گل
ين نيز نتوانم که دل با کاروانم ميرود **
صبر از وصال يار من، برگشتن از دلدار من
گرچه نباشد کار من، هم کار از آنم ميرود **
در رفتن جان از بدن گويند هرنوعي سخن
من خود به چشم خويشتن، ديدم که جانم ميرود **
سعدي فغان از دست ما، لايق نبود اي بيوفا
طاقت نميآرم جفا کار از فغانم ميرود **