2yousef
احساس عشق کامل مثل رنگ سفید می مونه.سفید در بر دارنده ی همه ی رنگ هاست.عشق نیز حاصل جمع همه ی احساسات است حاصل جمع هر آن چه هست. عشق فراگیر است. عشق گستره ی کامل احساسات انسانی را پذیرا ست حتي احساساتی که پنهان می کنیم یااز آن ها می ترسیم. من ترجیح می دهم کامل باشم تا خوب
2yousef
لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام، مستم باز می لرزد، دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ های، نپریشی صفای زلفکم را، دست و آبرویم را نریزی، دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است
2yousef
آتشی شد بر دل و جانم گرفت/ راهزن،شد راه ایمانم گرفت/ رفته بود از دست من دامان صبر/ چون ز پا افتادم آسانم گرفت
2yousef
دیوارها هم عاشق میشوند ، یادگاری ننویسید اگر قصد برگشتن ندارید ...
2yousef
کنار چشمه ای بودیم درخواب / تو با جامی ربودی ماه از آب / چو نوشیدیم از ان جام گوارا / تو نیلوفر شدی ، من اشک مهتاب
2yousef
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست / همه دریا از آن ما کن ای دوست / دلم دریا شد و دادم به دستت / مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
2yousef
هنوزهم عقربه های ساعتم راه خودشان رامیروند عجب اراده ای دارند هرروزهمین راه! دراین فکرم که آیامیدانند دورخودشان میچرخند یا نه؟
2yousef
لبخند بزنید، چرا که شما صاحب همه مشکلات دنیا نیستید.
2yousef
- کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.
2yousef
- اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببینید لایق یک توضیح ساده هم نبوده اید دردناک تر از خود ترک شدن است.
2yousef
من... هستم قدرتمندترین کلمات هستند چرا که هر کلمه ای بین این دو قرار دهید واقعیت شما را شکل می دهد.
2yousef
سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدري بخند / ديــن من با خنــده ي گرم تو كــامـــل مي شود
2yousef
ابــر وقتـي از غـــم چشــم تو غـافل مي شود جـــاي باران ميــوه اش زهـر هـلاهل مي شود
2yousef
آهنگ بسیار زیبا از فریدون آسرایی با نام سلام از آلبوم خاطرات گمشده
2yousef
توسط موبایل
ُدنیـــ ـــا کوچـکتَر از آن است کــِ گـــ ــــم شُده اے را در آن یافته باشے هیــــــچ کَس این ــــــــجا گــُم نمے شَود آدم ها به همان خونســــــ ــردے که آمده اند چمدانشان را مے بنــــــ ــدند و ناپدید مے شوند یکے درمه، یکے در غبار، یکے در باران، یکے در باد و بے رحم تریـــــــــ ـــنشان در برف آن ـــــچه بـــِ جا مے ماند رَد پائے است و خاطـــــــره اے کــــــه هَر از گاه پَس میزَند مثل نَـــسیم سحر پرده هاے اتاقت را...!