2yousef
ماه که می رود آفتاب شود باد میآید کاغذهایم را ... تو را با خود می برد.
2yousef
می خواهم درها و پنجــره ها را چفت کنم و تــو را برای همیشــه بنویسم
2yousef
سر ازكار چشمات كسي در نياورد ....كه هر كس تو راديد ......خودش را كم آورد
2yousef
چشمهايي بر گلدانم نقاشي شده اند . به يادگار
2yousef
تیغ روزگار شاهرگ " کلامم " را چنان بریده ، که سکوتم " بند " نمی آید !
2yousef
ببخش ياور . فقط رنگ كوچه ات شبيه رنگ دلم بود . اشتباه پيچيدم .
2yousef
كاش خودت بودي همان گوشه چشمي كه مرا با خود برد
2yousef
راستی دلم چه ش شده؟ این روزها فقط بامن اشک مبادله می کند دیگر دلم خیس خیس است
2yousef
یادمان باشد تاوان کارهایمان دامن عزیزانمان را هم میگیرد .... همچون ما که تاوان یک لحظه غفلت آدم و حوا را میدهیم.....
2yousef
دفتر سبز نگاهی باز است و مرا میخواند به کجا سمت رسیدن جاریست پای من حس تپیدن دارد پای من شوق رسیدن دارد
2yousef
کمی دروغ بگو خسته ام "پینوکیو"
2yousef
زندگـــــی آدم گاهـــــی لَنگ مـــــی شود . . .
2yousef
مثل کودکی در گهواره فراموشی تکان تکان می خورم