2yousef
از پی آن گل نورسته دل ما یا رب / خود کجا شد که ندیدیم در این چند گهش
2yousef
خدا حافظ .باید تنها برم خونه.
2yousef
انـدر ترسیـم نقـش بر قـالی زنـدگی
2yousef
گفتم تو چرا دور تر از خواب و سرابی/ گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی
2yousef
لبخند برای من مانند داغ مهر نماز از سر ریا ست .
2yousef
خورشید را بگو دیرتر خراب شود روی سرمان ؛ بگو مجبور نیست هر صبح گل دهد بر گلدان افق ؛ که ما عسل لب های کسی را کم داریم برای صبحانه
2yousef
من نمی دانم عشق از کجا آغاز می شود ... ؟ از انتهای ِ دوست داشتن ..... ، شاید با یک لبخند ... یا شاید با یک نگاه ، یا شاید با یک شعر ........ امّا ... امّا چه فرق می کند ... ؟! ، بیا ... بیا دست های َم را بو کن ، ببین چقدر بوی ِ بهار می دهد ...
2yousef
توکیستى!؟! که سفرکردن ازهوایت رانمیتوانم، حتى.... با بالهاى خیال!!
2yousef
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر/ وه که با خرمن مجنون گرفتار چه کرد
2yousef
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست/ ولی عیش بی یار نشود یار کجاست . . . ؟
2yousef
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده / تیره بصرم یا كه افق این رنگ شده / گوش من بی حوصله بد میشنود / یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده . . .
2yousef
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
2yousef
دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم /گفت کو زنجیر تا تدبیر این مجنون کنم