2yousef
واژه ها بی قبا و یخ بسته روی بند سکوت آویزان!
2yousef
همیشه از فاصله ها گله میکنیم شاید یادمان رفته که در مشقهای کودکی برای فهمیدن کلمات کمی فاصله هم لازم بود…
2yousef
وقتی از دنیا و آدمهاش نا امید و خسته شدی و دلت گرفت … برو کوه و با صدای بلند فریاد بکش … بگو آیا بازهم امیدی هست ؟ میبینی که کسی می گوید : هست ، هست ، هست …
2yousef
زبان کوتاه و عقل گریان و چشم لال ؛ یکی دوان دوان آن یکی بی حس و حال؛ یک پرستو عاشقو آن یکی در پی عشق؛ آن یکی بال دارد و این یکی خود چید بال ..........................
2yousef
وقتي اشك مي ريزم تو را در اشكهايم مي بينم پس اشكهايم را پاك مي كنم تا كسي تو را نبيند
2yousef
عشق را بهايي نيست ، او را به مركب دل هديه مي كنم و سوار بر عطر خوش يا ر رهسپار
2yousef
ديدي ز جهان سلسله داران همه رفتند / شاهان و وزيران و سواران همه رفتند/ گويند صغيران كه كبيران همه رفتند /ما نيز روانيم چو باران همه رفتند / خدا حافظ دوستا
2yousef
ما در غزل از چشم تو الهام گرفتیم. در حادثه، با یاد تو آرام گرفتیم. حرفی بزن ای آتش بی شعله ی خاموش. از ساکت چشمان تو سرسام گرفتیم
2yousef
من تمام لحظات خويش را با كسي كه او را دوست دارم سپري كندم ..............در خیال
2yousef
گر نقاب از چهره زيبا جانان بشكند /خيره گردد چشم ما خورشيد تابان بشكند
2yousef
دور بودی مردنم را ندیدی .
2yousef
قصه رفتنت نیست که پریشانم می کند . از اول راه ما از هم جدا بود . شکل قضیه مهم است .
2yousef
من مــی روم ز کــوی تـو و دل نـمـی رود/ ایـن زورق شـکـسته ز سـاحل نـمـی رود /گــوینـددل ز عشــقِ تـو بــرگـیرم ای دریـغ /کاری کـه خود ز دستِ من و دل نمی رود!