2yousef
در این روزها و شبهای تکراری نیم نگاهی را محتاجم که دوستی به پهنای قلب مهربانش به سوی کلبه ی ویرانه ی دل من بیندازد پس ای مهربان التماس دعا
2yousef
چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد چقدر عجیبه که تا وقتی نمردی کسی تو رو نمی بخشه
2yousef
به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو
2yousef
دور بودن از عزیزان مشکل است / امتحان با وفایی در جدایی حاصل است / گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق / دوریت دریا و یادت ساحل است . . .
2yousef
آزادی از جمله تجملاتی است که هرکسی توان کسب آن را ندارد . . .
2yousef
در بدترین ما آنقدر خوبی هست، و در بهترین ما آنقدر بدی هست که هیچ یک از ما را شایسته نیست، که از دیگران عیب جویی کنیم . . .
2yousef
پنهان کردن دانش خود بهتر از آشکار کردن نادانی است . . .
2yousef
عادت این قبیله است به دور آتشی که تو میسوزی میرقصند . . .
2yousef
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد . . .
2yousef
یار مفروش به دنیا که کسی سود نکرد آنکه یوسـف به زر ناســره بفروخته بود . . .
2yousef
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .
2yousef
ای خداوند /به علمای ما مسئولیت و به عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو و به محافظه کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام و به راکدان ما تکان و به مردگان ما حیات و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی(ع) و به فرقه های ما وحدت و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف و به فحاشان ما ادب و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ، ببخش شریعتی
2yousef
کاش میشد در میان اطلسیها خانه کرد / کاش میشد با نگاه بی کسی کاشانه کرد / باد و باران را میان دام کرد و دم نزد / کاش میشد با صدایی عاشقانه ناله کرد .
2yousef
آن روز که سقف خانه ها چوبی بود / گفتار و عمل در همه جا خوبی بود / امروز بنای خانه ها سنگ شده / دلها همه با بنا هماهنگ شده .
2yousef
آه ای طبیب دل من درمان بیماری ام کن / در پای تو رفتم از دست فکر پرستاریم کن / در دام عشقت اسیرم خون می خورم تا بمیرم / گر فرصتی مانده باقی ای مهربان یاریم کن