2yousef
شمع مجلس گر تو باشي از هوا پروانه بارد ورگل گلشن تو باشي از زمين بلبل برويد
2yousef
مــــرا با شمع نسبت نيست در ســـوز كه او شب سوزد و من در شب و روز
2yousef
به سرو گفت کسی میوهای نمیآری- -جواب داد... که آزادگان تهی دستند
2yousef
دور شدم از تو دلم شور زد / ساز دلم نغمه ی ناجور زد / آه از آن چشم که با یک نظر / بال و پرم را گره کور زد !
2yousef
می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور / دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور / بوی چشمان تو را میرساند به مشام / می دهد آرامش ، به دل نا آرام
2yousef
ای کاش نگاه خسته را خوابی بود / یا در شب بی ستاره مهتابی بود / ما مثل دو کاج دور از هم هستیم / ای کاش که بین من و تو تابی بود
2yousef
کابوس نبودی که رهایت بکنم / از خاطره عشق جدایت بکنم / آنقدر عزیزی که دلم می خواهد / هر چیز که دارم فدایت بکنم
2yousef
عقل شد مالک آن دل که تهی گشت ز عشق / کفر شد وارد این خانه چو ایمان برخاست
2yousef
من عاشقم گواه من این قلب چاک چاک / در دست من جز این سند پاره پاره نیست
2yousef
غبار آیینه دل حجاب دیده ماست / وگرنه شاهد ما بی نقاب می گذرد
2yousef
حالت سوخته را سوخته دل داند بس / شمع دانست که جان دادن پروانه ز چیست
2yousef
از عشق پرسیدم چه برایم آوردی ؟ گفت : قلبی شکسته و خستگی چندین ماهه دیدم راست گفت . نگاهی به خود انداختم و گفتم چقدر پیر شده ام...
2yousef
نمی دانم کدام تاریخ کدام روز شک دارم اصلا چه فرقی می کند همه روزها مثل همند وقتی مقصد نباشد ، همه جاده ها همرنگند
هذيان با آيينه
به بوی قرمز سیبی مرا کفن کردند/ مگو کفن شدن بوی پیرهن سخت است/ هزار بار شکستم که زینتت بشوم / تراش خوردن الماسی یمن سخت است