2yousef
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست / دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
2yousef
در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین)
2yousef
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم
2yousef
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم / کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .
2yousef
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم / از شیشه نیستیم که با سنگ بمیریم / تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم / شاید این خواست خدا بود که دلتنگ بمیریم
2yousef
تنـــها با پــراکندن شــادی اســت کــه مــی توانیــم سهــم خود را بیفــزایــیم. شـادی ببخــشید. هــرگز فرصـتی را بـرای شـاد کردن دیـگری از دسـت ندهـید چـرا که نخــست خود شمــا از ایـن کـار سـود میـ بریــد حتــا اگــر هــیچ کس نداند شما چه می کنید جهان پیرامون شما خشنودتر خواهد شد و همه چیز برای شما بسیار آسان تر می شود. نگذارید آن را به تاخیر بیندازم یا از یاد ببرم چرا که هرگز این لحظه را چرا که هرگز این لحظه را دوباره نخواهم زیست
2yousef
قصه ی خوب بهارم پاره شد،برگ برگ روزگارم پاره شد خواستم از دستت راحت شوم،نقشه ی خوب فرارم پاره شد گفتمش سازی برای دل زنم،ناگهان سیم سه تارم پاره شد ساختم یک خانه ی کوچک ولی،برگه ی پایان کارم پاره شد قاب اجدادم فتاد از روی میز،آخرین عکس تبارم پاره شد گوش می دادم به یک آهنگ خوب،بهترین جای نوارم پاره شد خواستم گامی زنم در کوی عشق،کفش های نو نوارم پاره شد
2yousef
زن به محض ورود شوهرش به طرف او رفت و گفت:عزیزم نمیدانی برای جشن تولّدت چی خریدم... مرد تشکر کرد و گفت:حالا بگو ببینم چی خریدی؟ زن گفت:صبر کن برم بپوشم و بیام !!! بدبخت اين مردا...
2yousef
خواستم بگويم که کیستم... ديدم نگفتن بهتراست !!!... . . . . . . . . چه سود آنکه با من نمي ماند ، همان بهتر که نشناسد مرا... آنکس که مي ماند ، خود ، خواهد شناخت....
2yousef
دراین دنیای وانفسا گهی ویران گهی شیدا گهی آواره ی دهری گهی جا مانده در دنیا
2yousef
عشق چیست؟ به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت بازی به نوجوانی گفتند گفت رفیق بازی به جوانی گفتند گفت پول و ثروت به پیر مردی گفتند گفت عمر به عاشقی گفتند چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست !!!
2yousef
دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم/ دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم/ دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد همیشه از حرارت عشق گرم باشد/ من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند/ من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند
2yousef
آسمان وقف نگاهت گل من... مانده ام چشم به راهت گل من... هركجا هستی و باشی گویم... كه خدا پشت پناهت گل من...
2yousef
گفتند حکم ؟ ورق دست گرفتیم و خندیدیم قرار شد حکم آفتابگردان باشد / تمام سر ها دست خورشید بود زمین دست از ما گرفت ... دو به دو / دل دادیم... ...... آسمان ، آس ِ /مان را برید دو به / تک ... باختیم بازی روبروی چشم های تو /عاقبت ندارد