2yousef
هیچ کس ویرانیم را حس نکرد... وسعت تنهائیم را حس نکرد... در میان خنده های تلخ من... گریه پنهانیم را حس نکرد... در هجوم لحظه های بی کسی... درد بی کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پایانیم را حس نکرد
2yousef
با آسمان مفاخره كردیم تا سحر / او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم
2yousef
درد عشقي کشيدهام که مپرس / زهر هجري چشيدهام که مپرس / گشتهام در جهان و آخر کار / دلبري برگزيدهام که مپرس / آن چنان در هواي خاک درش / ميرود آب ديدهام که مپرس / من به گوش خود از دهانش / دوش سخناني شنيدهام که مپرس / سوي من لب چه ميگزي که مگوي / لب لعلي گزيدهام که مپرس / بي تو در کلبه گدايي خويش / رنجهايي کشيدهام که مپرس / همچو حافظ غريب در ره عشق / به مقامي رسيدهام که مپرس
2yousef
پاییز شدم تا تو بهارم بشوی /پرونده ی سبز روزگارم بشوی / ای عشق چرا مثل دلم زرد شدی؟ / من صبر نکردم که دچارم بشوی
2yousef
در راه تو بی اراده رفتن خوب است / در چشم تو بی افاده رفتن خوب است / جایی که همه فکر سواری هستند / دنبال دلم پیاده رفتن خوب است
2yousef
وای من، دیوانه ام دیوانه ام / دوستان گیرید و زنجیرم کنید / بینمش هر روز و سیر از او نیم / مرگ اگر سیرم کند، سیرم کنید
2yousef
نقاش چون شمایل آن ماه می کشد / نوبت به زلف او چو رسد آه می کشد
2yousef
يك نفر دلتنگ است / يك نفر مى گريد / يك نفر سخت دلش بارانيست / يك نفر در گلوى خويش بغض خيس و كالى دارد / يك نفر طرح وداع مى كشد روى گل سرخ خيال؟
2yousef
1،2،3،4، را شمردم تك تك / آهسته به دنبال تو رفتم با شك / وقتي بزرگتر شدم فهميدم / تمرين جداييست قايم موشك
2yousef
ای مایهی اصل شادمانی غم تو خوشتر ز حیات جاودانی غم تو از حسن تو رازها به گوش دل من گوید به زبان بیزبانی غم تو
2yousef
در عشق تو عقل سرنگون گشت . جان نيز خلاصه جنون گشت / خود، حال دلم چگونه گويم کان کار به جان، رسيده چون گشت / بر خاک درت به زاری زار از بس که به خون بگشت، خون گشت
2yousef
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد. شریعتی
2yousef
چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهايست . ببين مرگ مرا در خويش ، که مرگ رهگذر تماشايست . مرا در اوج می خواهی ، تماشا کن . آيا دروغين بودم از ديروز . پس مرا امروز حاشا کن . در اين دنيا که حتی ابر نمی گريد به حال من . همه از رهگذر گريزانند تو هم نيز بگذر از اين تنها . فقط اسمی به جا مانده ، از آنچه بودم وهستم . دلم چون دفتری خالی .... قلم خشکيده در دستم
2yousef
توبه می کنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم . حتی به قیمت سنگ شدن . توبه می کنم دیگر برای کسی اشک نریزم . حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان بود توبه می کنم دیگر عاشق نشوم برای همیشه وبه کویر تنهایی سلام می کنم