2yousef
ای دوست بی تو جهان را چه کنم / بی تو گل سرخ ارمغان را چه کنم / بی تو گل سرخ ارمغان بسیار است / دل میل تو دارد دیگران را چه کنم . . .
2yousef
خدا آن حس زیباییست . که در تاریکی صحرا زمانیکه هراس مرگ میدزد د سکوتت را یکی همچون نسیم دشت میگوید کنارت هستم ای تنها . . .
2yousef
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را / ما در تو به چشم دوستی می بینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
2yousef
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند / جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند / هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم / تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
2yousef
با تو از خاطره ها سرشارم / با تو تا آخر شب بیدارم / عشق من دست تو یعنی خورشید / گرمی دست تو را کم دارم
2yousef
همه ذرات جان پیوسته با دوست / همه اندیشه ام اندیشه اوست / نمی بینم به غیر از دوست اینجا / خدابا این منم یا اوست اینجا ؟
2yousef
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن / به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد / نه چون انسان که بعد از رفتن همدم / گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
2yousef
آن را که جفا جوست نمی با ید خواست / سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست / مارا ز تو غیر از تو تمنایی نیست / از دوست به جز دوستی نمی باید خواست . . .
2yousef
کَس نمیداند در این بحر عمیق / سنگ ریزه قیمت دارد یا عقیق / من همین دانم که در این روزگار / هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق . . .
2yousef
می روم خسته و افسرده و زار / سوی منزلگه ويرانه خويش / بخدا می برم از شهر شما / دل شوريده و ديوانه خويش / می برم، تا كه در آن نقطه دور / شستشويش دهم از رنگ گناه / شستشويش دهم از لكه عشق / زينهمه خواهش بيجا و تباه /
2yousef
اي تو يعني گريه ات آغوش من / ارتعاش خنده ات در گوش من / بي تو هر دم خسته ام، دستم بگير / بي تو يعني هستيم از من بگير / بي تو را هر دم كه انشا مي كنم / مرگ خود با اشك امضا مي كنم
2yousef
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي / دلت را براي عاشقي / صدايت را براي شادابي / دستانت را براي نوازش و پايت را براي همراهي / عطرت را براي مستي / خيالت را براي پرواز / و خودت را نيز براي پرستش