2yousef
برای بلند شدن باید خم شد ، گاهی مشکلات تو را خم میکنند و بدان آغاز ایستادن است .
2yousef
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست / گر در این خلوت بمیرم ، هیچ کس آگاه نیست / من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی / این رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست
2yousef
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست، گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــر نگــــاه کنیم!
2yousef
حقارت و خواری صرفا روش زندگی انسانی است که از آن چه باید انجام می داده سرباز زده است.
2yousef
تلخ ترين خاطره فرهاد شيرين است.
2yousef
حقيقت نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف مي شود، شنا کردن حادثه ايست که در سطح اتفاق مي افتد غرق شدن تو را به اعماق بي انتها مي برد ...
2yousef
حکایت عجیبیست، رفتار ما خداوند می بیند و می پوشاند، مردم نمی بینند و فریاد می زنند . . .
2yousef
جای خالی، با خیال پر نمی شود !
2yousef
رفاقت معرفت نمیاره � این معرفتِ که رفاقت میاره � !
2yousef
مردم شهری که همه در آن می لنگند / به کسی که راست راه می رود می خندند . . . .
2yousef
. ساعت ها به ساعت می نگرم مسابقه گذاشته اند عقربه ها هر چه غمت بیشتر باشد از سرعت خود می کاهند . . .
2yousef
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز / کنار دامن من همچو رود جیحون است / چگونه شاد شود اندرون غمگینم / به اختیار که از اختیار بیرون است
2yousef
ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن / در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا میکنی
2yousef
شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری