2yousef
هیچ گاه ویترینی نداشته ام تا دلم را در آن به نمایش بگذارم ، در قامت یک فروشنده ی دوره گرد عاشق تو شدم ، از این روست که تمام خیابان های شهر ، عشق مرا می شناسند .
2yousef
بی تو مهتاب شبی سر به بیان خواهم زد
2yousef
عالم ز وجود مبهمي مي ترسد/ هر دم ز شبيخون غمي مي ترسد/ ابليس همان روز ازل مي دانست/ يك روز خدا از آدمي مي ترسد
2yousef
شک نیست که خاستگاه باور هستند / در قدرت و بیداد برابر هستند / مائیم که در بند توهم هستیم / ابلیس و خدا هر دو برادر هستند / رباعی از : ایرج زبردست / چاپ در روزنامه ی ملت ما یکشنبه 11/10/1390
2yousef
همیشه فکر میکنم فرق است میان اندوه با غم. اندوه به ریزش نرمنرم باران میماند، به دلتنگیهای عصرگاهی برای کسی که دوستش داری، آهسته است و پیوسته، به سان مه است ؛ اندوه...غم اما سریع و صریح و ویرانگر است. مثل تیغه گیوتین سر دلخوشیها را جدا می کند و مثل آوار بر سر آدمی خراب میشود، به بهمنی بنیادکن میماند غم. همیشه سختترین لحظاتاند آن دمادمی که اندوه به غم بدل میشود... دقایقی از جنس دوزخ
2yousef
دل مدهوش زمی در هرکتابی عاشق است عاشق مست زمی از هرحسابی فارق است
2yousef
تنها زمان بزرگي عشق را درک مي کند
2yousef
نمی دانم کی به هم می رسیم اما دلم نمی خواهد وقتی کنارم می آیی من دو متر پایین تر از تو به تماشای اشکهایت بنشینم .
2yousef
بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد تمام دندانهایم درد میکند . . .
2yousef
بیچاره آسمان … دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند . . .
2yousef
میرسد روزی که بی هم میشویم/یک به یک ازجمع هم کم میشویم /میرسد روزی که ما،در خاطرات /موجب خندیدن و غم میشویم /گاه گاهی یاد ماکن ای رفیق /میرسد روزی که بی هم میشویم