دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

2yousef

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت / بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت / حیف است طایری چو تو در خاکدان ... درباره »
2yousef
مرد - متاهل
امتیاز: 2760

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(415 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

2yousef
2yousef

گلایه هات زیاد شده

2yousef
2yousef

فریاد من

2yousef
2yousef

روزی همدیگر را به خاطر ناگفته هایمان دوست تر خواهیم داشت

2yousef
2yousef

غریبه

2yousef
2yousef

دل من گم شده است.

2yousef
2yousef

ز حوادث زندگي همين خوش آمد و بس. ............

2yousef
2yousef

خدا چرخ گردون وارونه می گردد ؛ من بدهکار شدم

2yousef
2yousef

سرزمين حقيقى ما قلب كسانى است كه دوستشان داريم،حتى از دورترين فاصله ها

2yousef
2yousef

مرا به غیر مسپار

2yousef
2yousef

خدا حافظ ای یاد بر دل نشسته.

2yousef
2yousef

تو را دیدم... نگاهم در نگاه تو دوید...

2yousef
2yousef

توکیستى!؟! که سفرکردن ازهوایت رانمیتوانم، حتى.... با بالهاى خیال!!

2yousef
2yousef

تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرن ها از پس قرن ها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سیاه و نسل ها در پی نسل ها، همه تکراری و همه تقلیدی، و زندگی ها، اندیشه ها و آرمان ها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ! ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب های پیوسته، آشوبی، لرزه ای، تکان و تپشی که همه چیز را بر می شود و همه خواب ها را برمی آشوبد و نیمه سقف ها را فرو می ریزد؛ انقلابی در عمق جان ها و جوششی در قلب وجدان های رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه هایی از یک «تولید بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا ناگهان، «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسان ها، همه اسکلت شده اند، فرود آمده اند. این شب قدر است.

2yousef
2yousef

چه بود حاصل هستي به گلستان وجود / غير بشكفتن و پژمردن و بر بــاد شدن / اثري نيك ببايد به جهان ورنه چه سود / به جهان آمدن و رفتن و از يـــاد شدن

2yousef
2yousef

مرا ببخش ! اگر گاهی طاقتم تمام میشود... و با دهانی بسته , به لهجه اشکها صدایت میکنم!...