2yousef
هرکس را نه بدان گونه که هست احساسش میکنند ،بدان گونه که احساسش میکنند ، هست
2yousef
ذات خویش را می جویم و نمی یابم، من سایه ی اویم، او كجاست...؟؟؟
2yousef
تنهایی ، آرامگاه جاوید من است و درد و سکوت ، همنشین تنهایی من
2yousef
انان كه دستشان مي رسد مي دزدند . انان كه نميرسد تقوا پيشه ميكنند تا برسد .
2yousef
آنجا که عشق فرمان می دهد، « محال سر تسلیم فرود می آورد
2yousef
من شدم آواره از غم بي قرار .....روزها خزان با شبهاي تار
2yousef
تكرار ميشوم در روزمرگيهاي زندگي ... و چقدر پايان ناپذير است اين تكرار ... چقدر در سر آرزوي بزرگ شدن را داشتم ... و حالا چقدر آرزوي روزهاي گذشته ... . . . . پير شدهام ...!
2yousef
دوست داشتن براي آنانكه دوست دارند يك كلمه يا حرف بي محتوا نيست
2yousef
ياد سهراب بخير,آن سپهري كه تا لحظه خاموشي گفت: تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم. آرزويم همه سرسبزي توست
2yousef
گذشته در چشمانم مانده است عبور ثانيه هاي رد شده در تمام نگاه هايم مشهود است
2yousef
اسمان چه مي كشد از چشم تو
2yousef
واژه ها كم مي ايند براي اندوهم
2yousef
انسان چگونه موجودی است/گاه برای خود/گاه برای حق/گاه برای دیگران/گاه برای مظلوم و گاه برای ظالم گریه می کند.اشک از خود می پرسد پس اختیار من کجاست؟