2yousef
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند ، نازنین � ! چشمانت را قرض می دهی !؟ .
2yousef
وقتی تو هستی تمامی جهان با تو است، و وقتی تو نیستی فقط درماندگی و غم با من است
2yousef
عاشقان شمعند و ما پروانه ایم/ بی دلان گنجند و ما ویرانه ایم / برنگردد روی ما جز سوی یار/ در هوای دوستان دیوانه ایم
2yousef
زبانت کوک نمی شود ! به آنچه گوش من ، محتاج شنیدنــش است . . . !
2yousef
آرزویم برایت این است : در میان مردمی که می دوند برای زنده بودن ، آرام قدم برداری برای زندگی کردن . . .
2yousef
صفای باطنت را دوست دارم / کلام و ظاهرت را دوست دارم / تو گرچه دوری از من ای عزیزم / وفای حاضرت را دوست دارم . . .
2yousef
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار؟
2yousef
آن را که جفا جوست نمی با ید خواست / سنگین دل و بد خوست نمی باید خواست / مارا ز تو غیر از تو تمنایی نیست / از دوست به جز دوستی نمی باید خواست . . .
2yousef
کَس نمیداند در این بحر عمیق / سنگ ریزه قیمت دارد یا عقیق / من همین دانم که در این روزگار / هیچ چیز ارزش ندارد جز رفیق . . .
2yousef
کوه نیستی ، اما صدایت که می زنم شعر و شور و عشق به من باز می گردد . . .
2yousef
می روم خسته و افسرده و زار / سوی منزلگه ويرانه خويش / بخدا می برم از شهر شما / دل شوريده و ديوانه خويش / می برم، تا كه در آن نقطه دور / شستشويش دهم از رنگ گناه / شستشويش دهم از لكه عشق / زينهمه خواهش بيجا و تباه /
2yousef
گفتمش : دل می خری ؟ پرسید چند؟ گفتمش : دل مال تو، تنها بخند ! خنده کرد و دل زدستانم ربود . تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود . جای بایش روی دل جا مانده بود ......