2yousef
خدایا تقدیر عزیزانم را زیبا بنویس تا من جز لبخند از آنها چیز دیگر نبین . . .
2yousef
در وجودم جاری باش که نبودنت را هیچ چیز و هیچ کس پر نخواهد کرد . . .
2yousef
توبه کردم که دگر یادی از این دل نکنم / که دگر یادی از این عاشق غافل نکنم /تا که دیدم رخ زیبای ترا تنگ غروب / توبه کردم که دگر توبه مشکل نکنم
2yousef
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین / از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشمهای تو گیرم فقط همین . . .
2yousef
خندیدن، خوب است / قهقهه، عالی است / گریستن، آدم را آرام می کند اما� لعنت بر بغض . . .
2yousef
هر آنچه خواستم نیامد به دست / چون که بیگانه بودم به این دنیای پست / پی آب بودم کوزه به دست / چون که آب یافتم ، کوزه شکست
2yousef
ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را / ما در تو به چشم دوستی می بینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
2yousef
این همه خونی که دنیا در دل ما می کند / جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند / هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم / تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
2yousef
با تو از خاطره ها سرشارم / با تو تا آخر شب بیدارم / عشق من دست تو یعنی خورشید / گرمی دست تو را کم دارم
2yousef
من در غم تو .تودر وفای دگری / دلتنگ تو من تو دلگشای دگری / در مذهب عاشقان روالی باشد / من دست تو بوسم و تو پای دگری
2yousef
همه ذرات جان پیوسته با دوست / همه اندیشه ام اندیشه اوست / نمی بینم به غیر از دوست اینجا / خدابا این منم یا اوست اینجا ؟
2yousef
در مدرسه از نشاط ما کم کردند... از فرصت ارتباط ما کم کردند... هر وقت به هم عشق تعارف کردیم... از نمره ی انضباط ما کم کردند...
2yousef
عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود / عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود / شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر / مهربانی حاکم کل مناطق می شود
2yousef
راز دل با کس نگفتم / چون ندارم محرمی / هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم / راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی / عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم