2yousef
بدون شك خداوند این جهان را به خاط عشقی بزرگ آفريده است، چون من كه آفريده ام از عشق جهاني کوچک براي تو...
2yousef
عشـــــق ، آری گفتن به زندگـــی اسـت
2yousef
بدون شک مرگ تولد دیگری در دنیای عالی تری ست . راست گوید خداوند بزرگ
2yousef
عزیز مصر به رغم برادران غیور / ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
2yousef
صبا بگو که چهها بر سرم در این غم عشق / ز آتش دل سوزان و دود آه رسید
2yousef
داست را تیز کن مزرعه ای که کاشته بودی به بار نشسته و تنهاییهایم را درو کن .25 سال تنهایی به اضافه تنهای های اخیر که به علت سنگینیش دست کم می توانی 25 سال فرض کنی . با انها مرهمی برای دلت ، که می دانم خیلی خنک خواهد شد ضماد بی نظیری ست و از رنگ روزهای سیاهم رنگی برای موهای سپیدت ، کلی جوان خواهی شد .
2yousef
آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی،همه شب در غم هجر تو نخفتن تا کی،طعنه ز اغیار تو ای یار شنفتن تا کی،روی نادیده و اوصاف تو گفتن تا کی ؟
2yousef
امشب به یادت خواهم آمد . میدانم که همیشه ، فراموش می کنی پنجره های خیالت را به روی من ببندی . مثل من که از سوز سرمای هوای سرد زمستانی می لرزم .
2yousef
رفتنت را دیدم تو به من خندیدی آتش برق نگاهت دل من آتش زد و مرا در پس یک بغض غریب در میان برهوتی تاریک پشت یک خاطره سرد و تهی با دلی سنگ رهایم کردی و تو بی آنکه نگاهی بکنی به دل خسته و آزرده من رفتنت را دیدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر این قصه ی تلخ محو شدی باورم نیست که دیگر رفتی باورم نیست ...
2yousef
آیا دستی برای نوشتن ودلی برای تپیدن خواهم داشت؟شاید باور نکنی، اما دوست دارم مدام برایت بنویسم.
2yousef
میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقت این جمله را دریابی که می گوید: مرا از یاد خواهی برد، نمی دانم؟ولی می دانم از یادم نخواهی رفت...