2yousef
"آدمها مثل ِ کتابها هستند"
2yousef
هیچ در اندیشه نیم . فقط این دانم ، که قلم ، احساس مرا می خواند / شب و روزم همه دم ، دل نام تو را می نامد . رو به هر سو که روم ، دست به هر شانه برم ، چشمها ، چشمان تو را می یابد . هیچ در اندیشه نیم
2yousef
نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
2yousef
اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگی
2yousef
میان بازها یک باز تنهاست .... در اوج قله بی اواز تنهاست ... کبوتر با کبوتر هم غریب است... کبوتر با کبوتر باز تنهاست...!
2yousef
آمدی جانم بسوزی ســـــوختی دیگر برو
2yousef
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
2yousef
من چنان زخم خوده عشقم که انبوه نامه هایم بی جواب
2yousef
سوخته را دل بود از صبر دور / آتش سوزنده نباشد صبور / دل که به سوی رخ دلکش بود / هست چو مومی که بر آتش بود / ای که ز جانان کنی افسانهای / کم نتوان بود ز پروانهای
"آدمها مثل ِ کتابها هستند"
14 سال و 10 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 6 دقيقه قبلبعضی آدمها جلدِ زرکوب دارند،
بعضی جلدِ ضخیم و بعضی نازک،
بعضی آدمها ترجمه شده اند،
بعضی از آدمها تجدیدِ چاپ میشوند،
و بعضی از آدمها توقیف
و بعضی از آدمها فتوکپی ِ آدمهای ِ دیگر اند.
بعضی از آدمها صفحاتِ رنگی دارند،
بعضی از آدمها تیتر دارند، فهرست دارند،
و روی پیشانی ِ بعضی از آدمها نوشته اند:
حق ِ هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضی از آدمها قیمتِ روی ِ جلد دارند،
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش میرسند،
و بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمیشوند.
بعضی از آدمها را باید جلد گرفت،
بعضی از آدمها را میشود توی ِ جیب گذاشت!
بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته میشوند.
بعضی از آدمها خط خوردگی دارند،
بعضی از آدمها غلطِ چاپی دارند.
بعضی از آدمها را باید چند بار بخوانیم تا معنی ِ آنها را بفهمیم.
و بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.
کتابها مثل ِ آدمها هستند.
بعضی از کتابها برای ِ ما قصه میگویند تا بخوابیم.
و بعضی قصه میگویند تا بیدار شویم،
بعضی از کتابها تنبل هستند.
بعضی از کتابها تقلب میکنند،
بعضی از کتابها دزدی میکنند!
بعضی از کتابها به پدر-و-مادر ِ خود احترام میگذارند.
و بعضی حتی اسمی هم از پدر-و-مادر ِ خود نمیبرند.
بعضی از کتابها هرچه دارند، از دیگران گرفته اند.
بعضی از کتابها هرچه دارند به دیگران میبخشند.
و بعضی از کتابها فقیر اند و بعضی گدایی میکنند.
بعضی از کتابها پرحرف اند، ولی حرف برای ِ گفتن ندارند،
و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرفِ گفتنی در دل دارند.
بعضی از کتابها بیمار اند،
بعضی از کتابها تب دارند و هذیان میگویند.
بعضی از کتابها، کودکانه و لوس حرف میزنند.
و بعضی از کتابها فقط غر میزنند و نصیحت میکنند.
بعضی از کتابها پیش از تولد میمیرند.
و بعضی تا ابد زنده هستند