2yousef
خدایا ، چرا از عشق فقط کشتن را نصیبم کردی . تا به حال دیده اید قاتلی بر سر مقتول شیون کند ، زاری کند ، بی قراری کند ، اشک بریزد ، بغض کند ، نمی دانم عشق میکشم یا خود را ، اگر خود را می کشتم ، هیچ دردی نداشتم . نمی دانم این چگونه کشتاریست
2yousef
آنکه در تنها ترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت / ای خدا / در تنها ترین تنهایش تنهای تنهایش نذار
2yousef
می گویند چشم پنجره روح آدمی است ، شاید برای همین باشد که چشمها برای پیدا کردن همدیگر می چرخد تا نزدیکترین را پیدا کنند. می گویند خاطرات دروازه دل هر انسانی است . شاید به همین خاطر است که روزهای بودن با هم را نمی توان به صندوقچه فراموشی سپرد. می گویند صورت آدمی نشانی است از سیرت او. آیا می شود آن صورت آرام و دوست داشتنی را از یاد برد؟
2yousef
دیگر هیچ نویسم / هیچ گویم / چوون نویسم ؟ / گر نویسم همه پرواز کنند از بر دوست / پرواز گرچه خوب است و برد بر اوج / من نا داشته پر پرواز / تنها ماند
2yousef
باید آهسته نوشت ، با دل خسته نوشت ، با لب بسته نوشت گرم و پررنگ نوشت... روی هر سنگ نوشت ، تا بخندند همه ، که اگر عشق نباشد دل نیست . من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر ، به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر . آتش عشق چنان در دلم افروخته بود دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود...
2yousef
گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند / تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد / نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر / چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد
2yousef
روز مرگــم اشک را شیـــــدا کنید / روی قلبـــم عشــــق را پیــــدا کنید / روز مرگـــــــم خاک را باور کنید / روی قلبـــم لالــه را پـــرپـــر کنید / جامه را خـــاک و خاکستــــر کنید / خانــه ام را وقف نیــلوفــــــر کنید / پیکـــــرم را غرق در شبنــــم کنید / روز مرگـم دوسـت را دعوت کنید / دور قبــــرم را کمـی خلـــوت کنید / بعــد مرگــم خنــده را از ســر کنید / رفتنــــــــم را دوستـــان بـاور کنید
2yousef
توسط موبایل
در این ره گذر عمر تنها به دنبال نگاهی می گردیم که خود به دنبال آنیم و هر نگاهی که بدرقه مان کند را به سادگی پس میزنیم