2yousef
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی / آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی
2yousef
تو گوشه ي چشمت غم عالم ببرد/حيف باشد که تو باشي و مرا را غم ببرد
2yousef
اين دخترک صورتي رنگ شنبه ها کلاس نقاشي ميرود! او قول داده است که درسهايش را خوب ياد بگيرد آخر ميخواهد در کلاس بالاتر جاي وانگوگ را بگيرد... ديروز يک آفتابگردان کشيد اما گفتند تقلب کرده... گفتم سيب ميکشيدي! گفت: "خودستايي ... مرا در کار نيست!" اي عجب از اين دخترک صورتي رنگ!!! او بوي سيب ميدهد!!!
2yousef
اين دخترک صورتي رنگ شنبه ها کلاس نقاشي ميرود! او قول داده است که درسهايش را خوب ياد بگيرد آخر ميخواهد در کلاس بالاتر جاي وانگوگ را بگيرد... ديروز يک آفتابگردان کشيد اما گفتند تقلب کرده... گفتم سيب ميکشيدي! گفت: "خودستايي ...... مرا در کار نيست!" اي عجب از اين دخترک صورتي رنگ!!! او بوي سيب ميدهد!!!
2yousef
اصلا فکر نکن، که اگر نباشي بهتر است! ما نيز اهل دغدغه ايم جانا! راستي براي چشمانت رقيب پيدا شده، صبحها خوشگل ميکند و بيرون ميايد و شبها مثل آواره ها پشت کوه ميرود!!! نترس، روزي خدا هم به اشتباهش پي خواهد برد که چرا خورشيد را بيهوده آفريد!!!
2yousef
مسافرين بهشت سوار ميشوند، صدايي فرياد ميزند : جا نماني پسر! من ولي، طعم سيب را ترجيح ميدهم!
2yousef
کاش ميدانستي قلبم کودک است... بي امان پا به زمين ميکوبد و سرودش اين است: " من تو را ميخواهم...من تو را ميخواهم!!!"
2yousef
چنین که از همه سو دام راه میبینم / به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست
2yousef
روزي سايه ام که به خواب رفت خودم را مي دزدم!
2yousef
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
2yousef
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
2yousef
شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
2yousef
به صدق کوش که خورشید زاید از نفست / که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
2yousef
دلا طمع مبر از لطف بینهایت دوست
2yousef
بکن معاملهای وین دل شکسته بخر / که با شکستگی ارزد به صد هزار درست