ديرگاهيست بالهايمان را آويخته ايم به جالباسي! عادت کرده ايم به زمين. زمين جاي گرم و نرميست. چه خيال اگر چشمهايمان را خواب ، چه خيال اگر دلهايمان را آب برده است!
این سیگار که میکشم همان فریاد هاییست که نمیتوانم بزنم! همان دلتنگی هاییست که روز به روز پیرم میکند! همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش! همان تنهایی هایی که کسی پرش نمی کند! همان درد هایی که درمان ندارند.