@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
میگفتــــ: سینه زدن های محرّم، کلی توفیردارد با فاطمیّه! هرچه سینه های محرّم، داغ دل کم می کنند و مردانه اند؛ سینه های فاطمیّه، رمق می گیرند و مادرانه اند! همین که دست بالا برود... بازو و سینه، تیر می کشد...
خدا ما رو با حرف هایی که میزنیم #امتحان میکنه. وقتی که با غرور سرمونُ بالا میگیریمُ میگیم : #من ... ، با تک تکِ اون جمله ها آزمایش میشیم! و چه سخت خواهد بود! / چشیدم که میگم!
خدایی که همین نزدیکی است با قرآنش #شفا فرستاده و با پیامبرش #هدایت و با بخشیدن این لحظه لحظه های عمر به ما فرصت #زندگی بخشیده است و این زنده شدن در دو کلمه خلاصه می شود.... #پاک باش و #خدمتگزار ... چون باران و رود....که این شعار نزدیکان به همین #خدای-نزدیک ست.....
من 6 چیز را در 6 جا قرار دادم، مردم آن را در 6 جای دیگر جستجو می کنند:
1- من علم را در گرسنگی قرار دادم،مردم آن را در سیری می جویند.
2-من عزترا در نماز شب قرار دادم، مردم آن را در دستگاه سلاطین می جویند.
3-من ثروت را در قناعت قرار دادم، مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند.
4-من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم،ولی مردم آن را در قیل و قال می جویند
5- من بلند مرتبگیرا در تواضع قرار دادم،ولی مردم در تکبر دنیا طلب می کنند.
6-من راحتی را در بهشت قرار دادم ،مردم آن را در دنیا طلب می کنند.
#ابراز-محبت آنقدری که در همدردی و غمخواری جلوه دارد و نشانه صدق است، در شرکت کردن در شادی ها نیست... #شیعیان ما از گل ما آفریده شده اند در حزن ما #محزون و در شادی ما شادند...چند کاور مناسب #ایام-فاطمیه
هر تپش قلب - فریادی است از گذشتن و هر نفس - گامی است به سوی مقصد . . .
قافله عمر در حرکت است و انچه در جاده زندگی می ماند " ایمان " است و " عبادت " و " ایثار " . . .
" الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون " ( بقره / ۳ )
انانی که دیروز از این جاده گذشتند - ایمانی داشتند " استوار " و عبادتی خالی از " ریا " و انفاقی بی هیچ " منت " . . .
ضربان قلب خویش را می شنیدند و گام هایشان را می شمردند - با هر تپش - ذکری و با هر گامی - تفکری در هستی " من این و الی این " . . .
انانی که دیروز از این جاده گذشتند - به این " معرفت " دست یافتند که در کجای " کائنات " هستند و برای چه امده اند : " اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم " ( نسا / ۵۹ ) . . .
تنها تقوا را پیشه ی خود نساختند - حق تقوا را به جای اوردند : " یا ایها الذین امنوا اتقوا الله حق تقاته " ( ال عمران / ۱۰۲ ) . . .
تنها باب جهاد اکبر و اصغر را به روی خود نگشودند - حق جهاد را ادا کردند : " و جاهدوا فی الله حق جهاده " ( حج / ۷۸ ) . . .
همسفر !
امروز من و تو مسافر همین جاده ایم - جاده ای که قبل از من و تو مسافران قبیله افتاب از ان گذشتند . . .
انانی که از " کثرت " به " وحدت " رسیدند . . .
چون انچه از دنیا برداشته بودند " یکی " بود و انچه از دنیا می خواستند " یکی " . و به همین خاطر - پشت " خاکریز " ایستاده - پیشانی خود را بوسه گاه گلوله ها کردند . . .
انانی که وسعت اسمان - روانداز انان بود و خاک بسترشان . ان قدر می خوردند که نافله شبشان قضا نشود و ان قدر بر می داشتند که مانع پروازشان نباشد .
ناملایمات روزگار و بد اخلاقی دیگران را کوچک تر از ان می دیدند که انان را به خود مشغول کند - گذاشتند و گذشتند . . .
بگذاریم و بگذریم !
تپش قلبمان را گوش کنیم . جا پای مسافران دیروز بگذاریم . . .
به افق شهدا - وقت گذاشتن و گذشتن است . . .
خیلی ممنون به خاطر این پست معرکه
--------------------------------------
مردان غیور قصه ها! برگردید!
یک بار دگر به شهر ما برگردید
دیروز به خاطر خدا می رفتید
امروز به خاطر خدا برگردید
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 12 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 12 روز و 13 ساعت و 26 دقيقه قبل