@mohammad-h تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . 20 سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد : خوب منو بزنه بهتر از اینه که خودشو بزنه شوهرمه . عشقمه . دوسش دارم . و باز گریه کرد از پنجره به بیرون نگاه کردم آسمون هم تاب شنیدن نداشت . شروع کرد به باریدن.......
تو همه چیزایی دنیایی که دارم....یه تسبیح ساده با مهره های ابی دارم که خیلی برام عزیزه...سه بار بخشیدمش هر سه بار یه جوری بهم برگشت...نه که چون خیلی دلبستش بودم..شنیده بودم ادم چیزایی رو که خیلی دوست داره میبخشه ...سه بار خواستم مثل ادم حسابیای خدا بشم و ببخشمش ..هر سه بار بعد چند روز برگشت...هر بار با یه قصه..هم جای که تسبیحمو گرفتم ..هم اونی که بهم داد ..هم همین برگشتناش..برام عزیزش کرده..حالا شاید اصلا نتونم ببخشمش...نمیدونم خوبه یا بد...
خوب ترین حادثه می دانمت / خوب ترین حادثه می دانی ام؟ / حرف بزن ابر مرا باز کن / دیر زمانی ست که بارانی ام / حرف بزن حرف بزن سالهاست / تشنه ی یک صحبت طولانی ام / ها، به کجا می کِشی ام خوب من؟ / ها، نکِشانی به پشیمانی ام ... !/ [محمد علی بهمنی]
دوستت دارم پریشان ، شانه می خواهی چه کار ؟ / دام بگذاری اسیرم ، دانه می خواهی چه کار ؟ / تا ابد دور تو می گردم ، بسوزان ! عشق کن ! / ای که شاعر سوختی ، پروانه می خواهی چه کار ؟ ... !/ [مهدی فـــــــــرجی / به عقیدهٔ بسیاری بعد از حسین منزوی (پدر غزل نیمایی) یکی از بزرگترین غزلسرایان ایران است]
دست کم نگیر خودت را بانــــــو ؛ همین که می آیـــی، جهانی به هــم می ریـــزد ... همیــن کــه می روی ، جـهانـی از هــم می پاشــد ... !/ [روز زن و روز مادر مبارکت باد]
سلام..چون اين روزا كمتر ميتونم بيام پيشاپيش تولد #حضرت-زهرا سلام الله عليها و روز #زن رو بهتون #تبريك ميگم...اميدوارم كه به حق حضرت زهرا كانون زندگيتون پر از گرماي #محبت و #صفا باشه... "زن مخلوق زيباي خداوند جميل" :
قال الله عزّوجلّ بندهام با چيزي بهتر از واجبات به من نزديك نميشود. و با نافله(كارهاي مستحبي) به من نزديك ميشود تا اينكه دوستش بدارم. آنگاه كه دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد كه با آن ميشنود و ديدهي او كه با آن ميبيند و زبان او كه با آن سخن ميگويد و دست او كه قدرتنمايي ميكند. اگر دعايم كند اجابتش ميكنم و اگر از من بخواهد به او ميدهم.(كافي2/353)
خیلی قشنگ بود بدنم مور مور شد
13 سال و 13 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبلممنونم

13 سال و 13 روز و 8 ساعت و 57 دقيقه قبل