6607
زخمهاتو پنهان کن ، اینجا مردم زیادی بانمک شدن !
6607
دوستی ها کمرنگ ، بی کسی ها پیداست / راست گفتی سهراب ، آدم اینجا تنهاست .
6607
زمین محلة اصحاب آسمان شده بود.../... زمان مبشّر جشن فرشتگان شده بود.../... در آن دمی که تمام فضای غار حرا ..../....پر از طنین صدای بخوان بخوان شده بود.../.... بعثت پیامبر اکرم بر دنبالرو های ان حضرت تهنیت باد
6607
با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ، نه خواب میخواهد ، نه خوراک !
6607
تمام پیادهروهای جهان! اگر گذرنامه بخواهند … چشمان تو را نشانشان میدهم!
6607
برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد ، همانجا که همیشه تنها مینشینم !
6607
یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست ، فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی ؟
6607
خداوندا تو را سپاس هر که به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا . . .
6607
عاشق ترین مرد ، آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت . . .
6607
صدا ، رفت ... تصویر ، رفت .... خاطراتش ، مونده نمیره...
6607
ﺁﺩﻡ ﻫـــﺎﯼ ﮐﻨــــﺎﺭﻡ ﻣﺜﻞ ﺟُــــﻤﻌﻪ ﻣﯽ ﻣــــــﺎﻧﻨﺪ ﻣﻌﻠــــــــﻮﻡ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ “ﻓــــــﺮﺩ” ﻫﺴﺘــــﻨﺪ ﯾﺎ ” ﺯﻭﺝ” … ﭘُــــﺮ ﺍﺯ ﺍﺑـــــﻬﺎﻣﻨﺪ…
6607
گمم نکن … در گوشه ای از حافظه ات می نشینم آرام … فقط بگذار بمانم …
6607
جانمازم شاهدى بر دل شکستن هاى اوست.... بغض هایم ادعایم را گواهى میکند
6607
حتى كفش، اگر تنگ باشه، زخم مى كند!، واى به وقتى كه "دل" تنگ باشه....!