علیرضا
اینجا مجازیه ! خب این چه حرفیه ! هر وقت این حرفو میزنن فک میکنم یه ربات هستم! درسته دستت به من نمیخره ! بجاش مانیتور رو میبینی !ولی باور کن ربات نیستم ! یا نیستیم ! واقعی هستیم ! خودم که به خودم شک ندارم !
علیرضا
رفتم کتاب فروشی سه جلد از رباعیات خیام داشت ! هر جلدی 60 هزار تومن ! ینی ستاش میشه 180 هزار تومن ! من با اون 180 هزار تومن دوبار میرم کنسرت انریکو !
علیرضا
اینم زندگیه دیگه ! یهروز با دوستات خوبی یه روز نه ! شاید تقصیر منه ! شاید زیادی بد هستم ! شاید باید با تنهاییم دوست بشم ! شاید باید تنها بمونم !
علیرضا
نه خصوصی ! نه خطابی ! خب نداریم که نداریم! چه معنی میده ! مهم نیست که !
علیرضا
احساس پوچی میکنم ! به اطرافم نگاه میکنم ! اما چیزی نیست ! نمیدونم !
علیرضا
درسته که قهوه تلخه..اما بیدار نگهت میداره . شبتون خوش .
علیرضا
مجبور شدم یه کاری کنم . شرمنده . : ) برای خودم .
علیرضا
آره داره . غرور معنی نداره . چند چندی با خودت ؟