AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
نمینویسم چون میدانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی....حرف نمیزنم چون میدانم هیچگاه حرفهایم را نمیفهمی....نگاهت نمی کنم چون تو اصلا نگاهم را نمی بینی....صدایت نمیزنم زیرا اشک های من برای تو بی فایده است.....فقط میخندم....چون تو در هر صورت میگویی من دیوانه ام.....
AnoøSHa
این روزهــا ؛ هر جایی را که نگاه می کنم ، پـــــــــر است از وجود ِ آدم های بی وجــــود ... !!!
AnoøSHa
باشه بابا...تو خوب...تو شاد و خوشحال....تو اصن آخر سرخوشی و دیوونگی....منو بیخیال.........
AnoøSHa
برای نبودن که . . . همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی میتوانی همین جا پشت تمـــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی....
AnoøSHa
نوازشم کن نترس تنهایی ام واگیر ندارد......