AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم...وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم...وقتی که دیگر نمی توانست مرادوست بدارد من او را دوست داشتم...وقتی او تمام کرد من شروع شدم...وقتی او تمام شد من آغاز شدم...وچه سخت است تنها متولد شدن...مثل تنها زندگی کردن است...مثل تنها مردن.....
AnoøSHa
توسط موبایل
agar rat ast k har kac 1setare dar aseman darad,setareye man bayad,door,tarik va bimani bashad...!shayad man aslan setarei nadashteam!
AnoøSHa
چه تلخ محاکمه میشوند پائیز و زمستان که برای جان دادن به درخت جان میدهند وچه ناعادلانه کمی انطرفتر همه چیز به اسم بهار تمام میشود.
AnoøSHa
اين نسل حق دارد که مرا دشنام دهد ! از خشم بر چهره من پنجه کشد! با ناخنهايش پوست صورتم را بخراشد اما : حق ندارد آنچه را در عشق به آزادي گفتهام و نوشتهام به جز عشق به آزادي نسبت دهد ! دکتر علی شریعتی
AnoøSHa
او که زیر سایه ی دیگری راه می رود ،حتما خودش سایه ای ندارد ....
AnoøSHa
توسط موبایل
nimikhaaaam beram vali majburammm D0staye golam khabaye khoshmel bebininnn shab b kheyr
AnoøSHa
توسط موبایل
بال بال میزنم...نه پرنده ام نه فرشته...فقط تو رو می خوام....!!!