AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
حال هیچ کجای بشریت را نداری به خودت / می پیچی که مستقیما خطاب نشوی خسته از " راس ِ ساعت " ها .... جا میزنی / از قرار های باد آورده که آب ...به دسته گل ِ تنهاییت ندهی .... تو آنقدر به / بحران زده ای که خوب می دانی گاه درک / قبل از وقوع یک حادثه کاری می کند که شیک ترین لباست را / در نیاورده ، انکار کنی بخوابی / در کسی ، بی آنکه مهم باشد در دیگری بیدار می شوی فحش هایت را نگه داری / اول خانوم همسایه رد شود بعد ، در را ببندی و در چشمهای سگت / قسم بخوری ... از لای زخم هایت هم که شده / برایش استخوان می آوری گریه ات را / بگیری ... بدوی آن دور ها آزاداش کنی و دنیا هنوز هم تو را / بلند بلند بخندد آنقدر بلند که تو / کوتاه بیایی ...و باور کنی آدم خنده داری هستی...... . . راستی آقای ژکوند ... هوای دستهایت را داشته باش آن دنیا ،مملو از جیب / زن هاییست که خنده خنده لختت می کنند
AnoøSHa
غرق شدم...تو یه مشت اشغال و گاه...دست و پا میزنم تو یه مردابه لجن و اینه زندگیه سگ سگی...!که فقط نبوده تو نیست...چند وقتی میشه که انگار خودمم نیستم....!
AnoøSHa
توسط موبایل
به اغوشم کشیدی...اما...سایه ات را دیدم که دست هاش در جیبش بود...!!
AnoøSHa
معشوق من چنان لطیف است که خود را به بودن نیالوده است! که اگر جامه ی وجود بر تن میکرد...نه معشوق من بود....!!
AnoøSHa
یه گوشه اتاق...یه ادم..یه فنجون قهوه,تلخه تلخ...به تلخیه سکوت همیشگیش که گذاشتن به حسابه بیخیالیش!!شاید اونطرفتر جایی واسه دیده شدن باشه...دیوارای اتاق گمش کردن!!!
AnoøSHa
بالشم پر دراورده برای موهات...خوابی که بغلم کرده بوی تورو داره...رویایت,تا چند خواب ان طرفتر را دیوانه کرده... بغلی کردی مرا...رویایم را خیس میکنم...!!!
AnoøSHa
توسط موبایل
نگاه کن!!ابری که بالای شهر ایستاده روزی است که من دود کرده ام...
AnoøSHa
عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.....نه.... تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی....