AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
از خودم تا خُدام...دست به یقه با هر چی از جنسِ این پایینه!
AnoøSHa
دوس داشتَم دایناسورا الان میبودَن ... بعدِش مثلن بِ جایِ سگُ گربهُ پرندهُ چرنده ، یِ دایناسورِ خونگی میداشتم ... [ بَد مثلَن پارک اَم میبردمِش ] ... [ خُب اینم یِ مدل آرزو ِ دیگه ! ]
AnoøSHa
در خودت شعر میخونی کِ جراتِ بلند سکوت کردنُ نداری ....
AnoøSHa
دلت گرفته باشه ... کِ هِی نفهمی ، کِ هِی تو رُ نَفهمند ...!!
AnoøSHa
کودکِ درونَــم خودشُ روی تمــامِ لباس هایِ شیکِتـــ خرابــ کـــرده ...دِق کردَم از بَس آبرو ، هدفـــ بود .............وسیله را توجیه کرد ...
AnoøSHa
دقت کردین ، طرف تو دنیایِ واقعی شخصیتش با گودزیلا مو نمیزنه بَد تو اِف بی خرس مهربون شده واسه ما ! [ اینجا هر شکلی باشه، ب [!] بوک ترجیحش میدم ]
AnoøSHa
میدونم این گفتنشه که زیادی سخته,شنیدنش انقد مشکل نیست...!!دلتنگیشم,یه جوری باهاش کنار میام اگه بتونم...; ) یه خدافظی...که اندازشم نمیدونم!!شاید واسه یه مدت..فقط شاید....!*: )