AnoøSHa
بَــدم میاد از این موقِــعایی ک آرومَــم ، / از این لبخندای مَســخره ک جوابِ نگرانیایِ مامان میشَن .. [ : ) ]
AnoøSHa
بنویس...از دُنیات کِ خیره بِ نگاهِ ملتمسانه اتِ...بدونِ اینکِ زحمتی واسِ پاک کردنِ درُ دیوارش از بویِ مُردگی بکشه...!
AnoøSHa
طرف ما شب نیست/صدا با سکوت اشتی نمیکند/کلمات انتظار میکشند/من با تو تنها نیستم/هیچ کس با هیچ کس تنها نیست/شب از ستاره ها تنهاتر است...
AnoøSHa
دِکلَمه ی شازده کوچولو / استکانی چای با سیگار / و دو صندلی .../ بر یکی من مینشینم ، بر یکی هر کِ را کِ دلم بخاهَد مینشانَم / گاهی ... رقاصه ای از کاباره هایِ عهدِ بوق / گاهی ...دختری از حرَم سَراهایِ قاجار / گاهی دلقکی غمگین / یا مردی کِ تا چنذ دقیقه بَد خودکُشی میکُنه / شاید هم یِ روز .../ پیامبری طَرد شُده را بنشانَم کِ رسالتش را بر گردن نگرفتِه..........گاهی می اندیشَم با این همه انتخاب / چرا باید اصرار می کردم بِ حضورِ تو روبِ رویَم ؟
AnoøSHa
تلخه مثه مزه شراب که واسه اولین بار به دهنت میخوره،تلخُ تند باهم...نیستُ بینِ همه ی خط خطیام صندلیشُ محکم چسبیده...! میخوام بودنمُ قاطیه همه نبودناش خط خطی کنم...!مزه شراب واسه بارِ دوم...!
AnoøSHa
دیوونه ی سیگاری شده نقش اصلیه خط خطیام...!!منتظرم ...چجوری بهش کات بگم...!مغزم تحمله فریاده سکوتش رو نداره...یه گیلاس ارامبخش لطفا...!
AnoøSHa
گفتنِ اینکه تو بدونِ مذهب نمیتونی اخلاق داشته باشی،مثِه اینه که مثلا بگی بدونِ مداد شمعی رنگی وجود نداره...
AnoøSHa
گُر گرفتن از درون...داغون از حرکت ثانیه شمار...تنفس از سکوت مطلق جَو...به خودم میپیچم که فریادِ دردام موهاتُ سیخ نکنه...استخوناتُ نلرزونه!انجماد خون تویِ رگ ها!یه لمسِ ارامشبخش روی گردن...طناب میخوام,از نوع دار لطفا!
AnoøSHa
دلم یه نخ سیگار و یه پک محکم میخواد...اینبار شاید خودم دود شم...دلم دود شدنه خودمو میخواد...!
AnoøSHa
چقدر بی تفاوت شدم....برای حِساب شدن در ذهنِ آدما....