Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
خاطــــــره یعنی : یک سکوت غیرمنتظره میان خنده های بلند
Anonymous
به قول حسین پناهی: نیستیم ! به دنیا می آییم... عکس ِ یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس ِ دو نفره می گیریم ! پیر می شویم ، عکس ِ یک نفره می گیریم … و بعد... دوباره باز نیستیم ...
Anonymous
دریای نگاهت آرام بود جذب موج های مهربانیت شدم... نمی دانستم در پس آنهمه آرامش طوفانی نهفته خشمگین چنان در هم کوبید احساسم را غرق شدم... خسته شکسته غمگین ببین چطور بازیچه ی جزر و مد احساست شدم...
Anonymous
دراز می کشم روبروی آسمان با سرانگشت خیالم می کشم ستاره ای نیمه جان... نشسته بر بالینش آدمکی تنها... دعا بر لب در حسرت آمین ها... آدمک غمگین چقدر شبیه من ستاره ای ندارد میان هفت آسمان...
Anonymous
خسته ام تکیه زده ام بر دیواری از سکوت ؛ گاه گاهی هق هق تنهایی هایم سکوتم را میخراشد و نقشی از یادگاری میزند یادگاری هایی که کسی سواد خواندنش را ندارد هیچ کس جز خدا!
Anonymous
گاهی دلم می گیرد از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند ......و نوری که تاریکی می دهد ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند دلم می گیرد از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند دکتر علی شریعتی
Anonymous
بهار و این همه دلگیری ؟؟ کسی فصل ها را جا به جا نکرده ؟؟!