علم پزشکی ثابت کرده که شکستن دل واقعیته؛ یعنی وقتی دل کسی می شکنه، تو قلبش اتفاقی می افته مثل یه خونریزی کوچیک یا یه جراحت.. که حتی می تونه منجر به سکته قلبی بشه.... سعی کن دل هیچکسی رو نشکنی...!!!
یه روز یه عزیزی میگفت: دوستی رو از زنبور یاد نگرفتم که وقتی از گل جدا میشه میره سراغ یه گل دیگه، دوستی رو از ماهی یاد گرفتم که وقتی از آب جدا میشه میمیره، چند ساعتی رفتم توی فکر دوستی،زنبور،ماهی،.... ما دوستی رو از کی یاد گرفتیم؟ از آدمهایی که این روزها از گلی جدا نشده میرن سراغ گل دیگه؟ یا از آدمهای ماهی نما؟؟؟ دلمون و دریا می کنیم واسه دوستایی که فکر می کنیم برامون می میرند غافل از اینکه این روزها همه درسهای بازیگری رو از بهرند وباز یه کلاه بزرگتر از قبلی ها میره روی سرمون و سرمون رو از سنگینی این همه کلاه نمی تونیم بلند کنیم و هر کسی ما رو میبینه دلش میسوزه که توی اینهمه گرگ چه آدم سر به زیری!!! واقعا ایول داره!!! بابا سرتو بگیر بالا ببین دوروبرت چی میگذره.... ما که اصلا نفهمیدیم این دوستی که میگن چیه!؟! از کجا میشه خرید! اصلا گیر میاد؟ بعضیا میگن کمیاب شده، حتی توی ناصر خسرو هم نمیشه پیداش کرد!!! ولی من پیداش میکنم، به همه ثابت میکنم که دوستی هنوز هست، من احساسش می کنم، احساس زبان روحه و روح که اشتباه نمیکنه،می کنه؟؟؟؟
بر پرده هاي در هم اميال سر كشم نقش عجيب چهره يك ناشناس بود نقشي ز چهره يي كه چو مي جستمش به شوق پيوسته ميرميد و به من رخ نمي نمود يك شب نگاه خسته مردي بروي من لغزيد و سست گشت و همانجا خموش ماند تا خواستم كه بگسلم اين رشته نگاه قلبم تپيد و باز مرا سوي او كشاند نو ميد و خسته بودم از آن جستجوي خويش با ناز خنده كردم و گفتم بيا بيا راهي دراز بود و شب عشرتي به پيش ناليد عقل و گفت كجا مي روي كجا راهي دراز بود و دريغا ميان راه آن مرد ناله كرد كه پايان ره كجاست چون ديدگان خسته من خيره شد بر او ديدم كه مي شتابد و زنجيرش به پاست