Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
Anonymous
بوگاتی.....مشکی یا سفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Anonymous
کارتون....سیگار یا قلیون؟
Anonymous
نمي دانم چه مي خواهم خدا يا به دنبال چه مي گردم شب و روز چه مي جويد نگاه خسته من چرا افسرده است اين قلب پر سوز ز جمع آشنايان ميگريزم به كنجي مي خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تيرگيها به بيمار دل خود مي دهم گوش گريزانم از اين مردم كه با من به ظاهر همدم ويكرنگ هستند ولي در باطن از فرط حقارت بدامانم دو صد پيرايه بستند از اين مردم كه تا شعرم شنيدند برويم چون گلي خوشبو شكفتند ولي آن دم كه در خلوت نشستند مرا ديوانه اي بد نام گفتند دل من اي دل ديوانه من كه مي سوزي از اين بيگانگي ها مكن ديگر ز دست غير فرياد خدا را بس كن اين ديوانگي ها
Anonymous
خدا پرسید میخوری یا میبری؟ و من گرسنه پاسخ دادم میخورم ! چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند ... ؟
Anonymous
دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ واسطه نیار به عزتت خمارم حوصله هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم سوال دام یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می شه چیکارم میچرخم و میچرخونم سیارم تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم بستمش راه دیدم نرفته بود رفتمش جوانه نشکفته را رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟ مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود؟ اون همه افسانه و افسون ولش؟!! این دل پر خون ولش؟!! دلهره گم کردن گدار مارون ولش؟! تماشای پرنده ها بالای کارون ولش؟! خیابونا , سوت زدنا , شپ شپ بارون ولش؟! دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جوونور کامل کیه؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم که دیدم پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟ کنار این جوی روون نعناش چیه؟ این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله! مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله پریشئنت نبودم ؟ من حیرونت نبودم؟! تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه! اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه! گفتی ببند چشماتو وقت رفت
Anonymous
چقدر شبیه مادرم شده ام چرا نمی شناسی ام ؟! چرا نمی شناسمت ؟ می دانم که مرا نمی شنوی و من اینرا از سیبی که از دستت افتاد ؛ فهمیدم دیگر به غربت چشمهایت خو کرده ام و به دردهای باد کرده ی روحم که از قاب تنم بیرون زده اند با توام بی حضور تو بی منی با حضور من می بینی تا کجا به انتظار وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم و هر شب بغض گلویت را در تابوت سیاهی که برایم ساخته بودی گریستم و تو هرگز ندانستی که زخم هایت ، زخم های مکررم بودند نخ های آبی ام تمام شده اند و گل های بُقچه چهل تیکه دلم ناتمام مانده اند . باید پیش از بند آمدن باران بمیرم !
Anonymous
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم ! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم ! قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم ! عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم ! کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم ! سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم ! من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم! من می ترسم... "حسین پناهی"
Anonymous
رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
Anonymous
لبیک یا خامنه ای....ما برای جنگ با دشمنان این مرز و بوم اماده ایم......خونمان پیش کشی برای ثارالله
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ما انسان ها گاهی از حیوانات پست تر میشویم
Anonymous
(هنوز سند ازدواج دستمه) بچه اول..........................مهریتو ندم؟
Anonymous
بهزاد...........من کشک بودمم یا مهم نبود بفهمم بچم کی بدنیا اومده؟
Anonymous
فعلا پیش دانشگاهی.......من و لاتیکا کی بچه دار شدیم؟؟؟؟؟؟؟؟