دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

Anonymous
Anonymous

نه عمم ندارم.....سیگار یا قلیون؟

Anonymous
Anonymous

خره....زنگ بزنم تیمارستان هممونو باهم ببره یا 110؟

Anonymous
Anonymous

بندری....شمارشو داری یا خودم ببرمش با گونی؟

Anonymous
Anonymous

آبی....یکی بیاد اینو جمع کنه..پایه ای؟

Anonymous
Anonymous

کارمند....پاچه میگری یا میگیره

Anonymous
Anonymous

به تو ربطی نداره.....خنگی یا خینگول؟

Anonymous
Anonymous

صبح.....بلدی یا نه؟؟؟

Anonymous
Anonymous

طرف مامانش بهش گفته الهی قربون قد و بالات برم بعد اومده تو پروفایلش زده Model.....مشکلات جامعه از بستر خانوادس...اگه من فردا خواننده شدم نگین چرا.....والا

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

دیده ام باز شد به محنت خلق دست شستم ز خویش و خاطر من شد نهانخانهٔ محبت خلق دیدم آن رنج ها که ملت من می کشد روز و شب ز دشمن خویش دیدم آن نخوت و غرور عجیب که نیارد فرود ، گردن خویش

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

ای یار ، ای یگانه ترین یار چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند/ . انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده نمایان شد /انگار/ از خطوط سبز تخیل بودند/ آن برگ های تازه که در شهوت نسیم نفس می زدند/ انگار آن شعلهٔ بنفش که در ذهن پاکی پنجره ها می سوخت/ چیزی به جز تصور معصومی از چراغ نبود .

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تا سال دگر دگر نبینی ما را ای شب هردم که جانب ما نگری بی‌روشنی سحر نبینی ما را

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تو محفلی ، تو جِرمی و تو عنصر تو حافظی ، تو مسجدی ، تو کوکبِ درخشان تويی همان مرهمِ زخمِ پنهان.....وطنم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

نه.... کسی به فکر گل ها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باورکند که باغچه دارد می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست . حیاط خانهٔ ما تنهاست حیاط خانهٔ ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه می کشد و حوض خانهٔ ما خالی است

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

من راز فصل ها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک ، خاک پذیرنده اشارتیست به آرامش زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت . در کوچه باد می آید در کوچه باد می آید و من به جفت گیری گلها می اندیشم به غنچه هایی با ساق های لاغر کم خون