دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Anonymous

هر روز همان روز را زندگي كن و بدين سان تمامي عمر را به كمال زيسته اي درباره »
Anonymous
مرد - مجرد
امتیاز: 8075

دنبال‌شدگان

(2354 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(445 کاربر)

گروه‌ها

(182 گروه)

بازدید

Anonymous
Anonymous

اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

ماهیت عشق،خود فراموشی است. ترک مصلحت خویشتن است. غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس. راه عشق ،راه فناست. عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تن آدمی چیزی است که خواهی نخواهی نابود خواهد شد ،اما چیزی در این قالب هست که ماندنیست. مرواریدی در این صدف است که خواستنی است. هستی ،طالب این مروارید است..

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

اگر بتوانی نغمه‌ای شوی. اگر بتوانی پاره‌ای از شادمانی‌هایت را با دیگران سهیم شوی، اگر بتوانی خود را با دیگران قسمت کنی، همین کافی‌ست، تو به منزل رسیده‌ای.

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

از هستی خویش تا پشیمان نشوی/ سر حلقهٔ عارفان و مستان نشوی/ تا در نظر خلق نگردی کافر/ در مذهب عاشقان مسلمان نشوی

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود //با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود// زهرست گناه و توبه تریاک وی است// چون زهر به جان رسید تریاک چه سود

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

رفتم به کلیسیای ترسا و یهود/ دیدم همه با یاد تو در گفت و شنود/ با یاد وصال تو به بتخانه شدم /تسبیح بتان زمزمه ذکر تو بود

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

یا رب بگشا گره ز کار من زار/ رحمی که زعقل عاجزم در همه کار/ جز درگه تو کی بودم در گاهی/ محروم ازین درم مکن یا غفار

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر هر بی سر و پا چو دستگیری دارد من بی سر و سامان توام دستم گیر

Anonymous
Anonymous
در مشاعره

هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد/ در وهم نیاید که چرا می‌بخشد

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را چه سود از زندگانی چون تبه کردم جوانـی را به قطع رشته جان عهد بستم بارها با خود به من آموخت گیتی، سست عهدی،سخت جانی را بجوید عمر جاویدان هر آنکو همچو من بیند به یک شام فـراق،اندوه عمـر جاودانی را

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

تو مپندار که مهر از دل محزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود وین محبت به سد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این ، برود چون نرود چند کس از تو و یاران تو آزرده شود دوزخ از سردی این طایفه افسرده شود

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

یک بار هم ندید آن بلبل ِ جوان ِ غزلخوان ِ باغ را /یا دید وُ حس نکرد آن روح ِ عاشقانهء دور از کلاغ را

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

مرا به بزم خوشی های خود سرانه مبر/ به سردی خشن سنگ خو گرفته دلم/ مرا به خانه مبر زادگاه من کوه است/ ز زیر سنگی یک روز سر زدم بیرون/ به زیر سنگی یک روز می شوم مدفون

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

درخت آمده از پشت در به دیدن من/ که بشنود خبر لب به جان رسیدن من/ ولی درخت نداند که من چه جان سختم /هزار ساله درختم/ که هر چه باد خزانی کند پریشانم /زنو شکوفه دهم ،باز هم جوانه کنم /و هر جوانه ی نو را پر از ترانه کنم

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط Anonymous

من نگویم که بهاری که گذشت آید باز/ روزگاری که به سر آمده آغاز شود /روزگار دگری هست و بهاران دگر /شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر