Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو ای مادر اگر شوخ چشمیها نمیکردی/ تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمیکردی/ کنون من هم به دنیا بی نشان بودم پدر آن شب جنایت کردهای/ شاید نمیدانی به دنیایم هدایت کردهای /شاید نمیدانی از این بایت خیانت کردهای شاید نمیدانی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در غم ما روزها بیگاه شد/ روزها با سوزها همراه شد/ روزها گر رفت گو رو باک نیست/ تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست/
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قمار میکردم...ساز دلم نواخت باز.....انگار آشنایی باز به دلم سر زده است...اما نمیداند....چند سوایی است که دل مرا پلمپ کرده اند.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ترس از دست دادنت.....سکوتت....یا دادن جانم کفاره شکستن روزه ات را میدهم....سخنی گوی با من...سکوتت....من...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همواره در فکرت بودم......اما این بار سکوتم را ابدی میکنم.....ابدی میمیرم...ابدی میروم....ولی تا ابد عاشقانه به عشقت نفس میکشم ارام جانم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یارم...یارم با سکوتت مراخواهی کشت....