Anonymous
اجازه خدا ؟ میشه ورقمو بدم ؟ میدونم وقت امتحان تموم نشده! ولی خسته شدم… .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوریت را با کدام انگشتم بشمارم؟؟؟در نبودت انگشت هایم را شکستم تا دیگر نامت را روی سنگ ها حک نکنم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
میشود هزار سال را صبر کرد....اما چگونه هزار خاطره را از تو فراموش کنم؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در این دم که هر دم از تو میگویم....دوباره جان به جسمم بازگشته است....اما نه...باید مرد چون تو نفسی بودی که رفت و بالا نیامدی
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وامانده ام در این صحرا....نمیدانم تو سرابی یا من در دل تو گم شده ام
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دوباره باید رفت....اما این بار با کمی درد
بازی با کلمات و دِل واژه ...
همه شو تا سحر اختر شمارم /که ماه رویت آیو در کنارم /شوان گوشم بدر چشمم براهت /گذاری تا بکی در انتظارم
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلا اصلا نترسی از ره دور/ دلا اصلا نترسی از ته گور /دلا اصلا نمیترسی که روزی /شوی بنگاه مار و لانهٔ مور
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مرا نه سر نه سامان آفریدند/ پریشانم پریشان آفریدند /پریشان خاطران رفتند در خاک /مرا از خاک ایشان آفریدند
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیگر خنده بر لبانم جاری نمیشود.....میدانی چرا؟؟چون خیانت را دیدم...بجای سخن گفتن..لبانم را با دندان هایم دوختم