amir
بدترین شب زندگی دوستم کسی که 4 سال باهاش بود امشب بره عروسیش ...انقدر مست کرد که هیچی حالیش نبود خدا بخیر کنه...دختره صبحش زنگ زده به من میگه امیر به حسام بگو هر جا باشم برمیگردم گفتم بهش غلط کردی که داری میری که باز بخوای بیای...انصافا هم تقصیر بابای بیشعورشه ...حسام من داغون بود 26 سالش شده منم 8 سال باهاش رفیقم دفعه اول بود اینجور دیدمش...
yosra
"نگات مهتاب قلبت خون صدات چیک چیک بارون"
yosra
بدبختانه دختریم دستمون تو فحش دادن بسته س.!
yosra
شعورم درد میکنه.بهش توهین شده.!
آخه یه بار اونم فقط شما درست منو صدا زدی ...


12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 30 دقيقه قبلاصولاً مهندسو یه جا دیگه به کار میبرن ...
هفته پیش رفته بودم یه کارخونه قرار بود یه گونی مواد پلی اتیلن ازشون بگیرم ...
یکی از کارگرهای کارخونه که یه کم مغرور هم بود ... صدام زد مهندس بیا این گونی رو بردار ببر ...
سلاااام ارمین جان

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 24 دقيقه قبلجدی؟؟اره دیگه بعضیام نفهمن
جدی ...

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبلنه اینکه من مشکلی داشته باشم ها ... اون یه خورده مغرور بود ..
یه بار دیگه هم توی کوچه یکی از بچه ها صدام زد مهندس توپو شوت کن
خیلی حرص داره
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 18 ساعت قبل