بهروز
ین روزا به جای شرافت از انسان ها فقط "شر" و " آفت " میبینی! وقتی کسی اندازت نیست ... دست به اندازه خودت نزن
بهروز
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمیخواهد به برگ گل نوشتم من که اورا دوست میدارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند
بهروز
سر بروی شانه های مهربانت میگذارم عقده ی دل میگشایم گریه ی بی اختیارم از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
بهروز
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم... هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم... هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره... هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
بهروز
پروردگارابه من بیاموز دوست بدارم کسانی راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند... محبت کنم به کسانی که محبتی درحقم نکردند
بهروز
عالی ترین معناها برای دوست داشتن،خواستن کسی ست با همه ی خواسته هایش بی هیچ منتی
بهروز
فرار میکــــــــــــنــــمـ از لــــحظه های بیـــــــــــــ تو بودنــــــــــــ...!
بهروز
دوستت دارم" حتی اگر برای همیشـه چون شــمعی خامـوش به تماشـای خوشبختی "تــــــو" ســــــــــکوت کــنـم......
بهروز
چی شده اون همه احساس اینو هرگز نمی دونم دیگه بسمه شکستن نمی خوام عاشق بمونم...
بهروز
چه سخت .. هم ابر باشد !.....هم باران باشد ..! هم خیابان ِ خیس باشد .. امـــــا.. ... نه تـــــو باشی ... نه دستی برای فشردن باشد !.. نه پایی برای قدم زدن باشد و .. نه نگاهـــی برای زل زدن...!