بهروز
دیگر نه اشکهایم را خواهی دید ، نه التماس هـــایم را و نه احساسات این دلِ لعنتی را . . . به جای آن احساسی که کشتی ، درختی از غرور کاشتم .........
بهروز
اقایون مواظب باشن از این سوتیا ندن
بهروز
بعضی از این بچه ها خیلی خوشگلو شیرینن مثل این گلاب پسر...نی نی جون
بهروز
خدایا امشب خیلی خسته ام…. فردا صبح بیدارم نکن….
بهروز
14- تو دنیایی که جای آرزوهاست کسی جز تو منو عاشق نمی خواست بیا تا تکیه گاه من تو باشی دلم مثل خودت تنهای تنهاست
بهروز
عروس تنهایی باش نه عروس تن هایی که تنت رابرای یک شب میخواهند..
بهروز
بر تمام قبرهای این شهر بوسه بزن.شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی! من در تنهاترین قبر این شهر خفته ام.صدای# کلاغها را نمی شنوی؟؟ دارند برایم فاتحه می خوانند!!
بهروز
همیشه باید کسی باشد… تا بغضهایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد… بایدکسی باشد…. که وقتی صدایت لرزید بفهمد…. که اگر سکوت کردی بفهمد….. کسی باشد که اگر بهانه گیرشدی بفهمد… کسی باشد که اگر سردرد را بهانه می آوری برای رفتن و نبودن بهفمد به توجهش احتیاج داری… بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری… بفهمد که دلت برای قدم زدن زیر باران… برای بوییدن… برای بوسیدن… برای یک آغوش گرم تنگ شده است… همیشه باید کسی باشد… همیشه…!
بهروز
نیا باران زمین جای قشنگی نیست…من از جنس زمینم خوب میدانم که اینجا آشفته بازار است… دیدم عشق را در بسته های زرد و کوچک هدیه میدادند!دراین جا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند… نیا باران زمین جای قشنگی نیست…
بهروز
کم سرمایه ای نیست داشتن آدم هایی که حالت را بپرسند از آن بهتر شدن آدم هایی است که بتوانی در جواب احوال پرسی هایشان بگویی:خوب نیستم
بهروز
ڪسـے ڪــﮧ زیــآב تـو פـَـرفــآشــ میگــــﮧ بــیـפֿـیــآلــ بیشتـَـر اَز هـمــﮧ فـِـڪــر و פֿـیــآلــ בآرهـ فـَقـَـط בیگــﮧ פـوصلـــﮧ ے بـَـפـثـــ نـَـבآرهـ چــوלּ פֿـَستـَستــــ...
بهروز
من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش مترادف “دلتنگی” نمیشود… کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!! درد دارد…